برای مطلب مورد نظر لطفا بر روی آن کلیک نمایید --- برای بازگشت برروی صفحه نخست کلیک کنید
کدهای جدیدترین آهنگ های وبلاگ
پرنوشتی از تصاویر بوسه های عاشقانه
اس ام اس های خنده دار و عاشقانه
وبلاگ رسمی اوباما به زبان فارسی
همه جور از همه چیز
ترانه
بزرگترین پرنوشت عکس ایران
لینک باکس ایرانی گوگل
بزرگترین و کاملترین مرجع دانلود با لنک مستقیم
یه پرنوشت پر از دلنوشته
وبلاگ جدید احمدی نژاد
بزرگترین مکان کل کل دختر و پسرای ایرانی
پرنوشت یاران سید محمد خاتمی
داستان های کوتاه عاشقانه واقعی ایرانی در بوسه های عاشقانه
آشپزی
شما هم به آسانی و بدون نیاز به برنامه نویسی یک لینک باکس رایگان داشته باشید
لطفا برای ورود به سایت اصلی بر روی لینک زیرکلیک فرمایید :
لطفا برای ورود به سایت اصلی بر روی لینک زیرکلیک فرمایید :
پرنوشت موسیقی و نامداران در پرنویس
وبلاگ تخصصی موسیقی و نامداران صاحب پرنوشت شد .
مدتی پیش سایت قوی پرنویس که به جای وبلاگ به کاربران خود امکان ایجاد پرنوشت را می دهد افتتاح شد .
و پس از بررسی تصمیم بر آن گرفتیم در سایت پرنویس یک پرنوشت با عنوان مهربد بسازیم و از این پس با پرنوشت به روزرسانی شویم .
آدرس پرنوشت مهربد در پرنویس :
آدرس سایت پرنویس :
پیشنهاد میکنم شما هم با داشتن یک پرنوشت پرنویسی را تجربه نمایید .
موسیقی و نامداران در بلاگ اسکای هم صاحب بلاگ شد . . .
موسیقی و نامداران در بلاگ اسکای هم صاحب بلاگ شد . . .
مدت ها بود تصمیم را برآن داشتم تا پس از موفقیت ها و توانستن در برقراری ارتباط با مخاطبان و همراهان همیشگی و قشری که هم از امریکا هم از کویت هم از امارات متحده عربی هم از نروژ هم از لهستان هم از آلمان هم از یونان هم از فرانسه هم از ایتالیا و کشورهای دیگر که بان بر آمار شمارنده و ای پی مخاطبان همیشگی ما شده اند و همچنین عزیزان داخل کشور از تهران شیراز تبریز مشهد ارومیه بندرعباس اصفهان سمنان یزد و شهرهای مختلف کشور باز هم مخاطبان و همراهان همیشگی ما هستند در یک سرویس وبلاگ نویسی خوب و با کیفیت نسخه دو موسیقی و نامداران را همزمان راهاندازی نمایم که همزمان با همین نسخه یک به روزرسانی گردد و بتوان با مخاطبان بیشتر و گسترده تر در تماس بود .
به همین منظور پس از تحقیق فراوان سرویس بلاگ اسکای را انتخاب نمودم که موسیقی و نامدارن در بلاگ اسکای با قالبی زیبا و مورد مضمون و همچنین سرعت بالا به نشانیWWW.MEHRBOD.BLOGSKY.COM راه اندازی و افتتاح گردید . . .
با تشکر مدیر وبلاگ تخصصی موسیقی و نامداران مهربد
مرگ پایان کبوتر نیست . . . خسرو شکیبایی با احساسات زیبایش رفت
وبلاگ تخصصی موسیقی و نامداران درگذشت مردمی ترین و با احساس ترین مرد تاریخ سینمای ایران استاد خسرو شکیبایی را به همه هموطنان و دوستداران هنر تسلیت عرض می نماید . . .
بی شک خسرو شکیبایی جزء آن هنرمندانی محسوب میشد که بدون گم شدن در غرور خود را مردمی دانست و نگه داشت . حضور او با این همه افتخار در برنامه ها و جنگ های تلویزیونی به عنوان مهمان و هم صحبت شدن با مردم ایران از این طریق گواه این نوشته می باشد .
هرچند ما در زمینه موسیقی و ترانه فعالیت می نماییم اما مرحوم شکیبایی از هنرمندان سینما در دل همه جا داشت که ما این خبر دردناک را تسلیت گفته و ابراز همدردی می نماییم .
هر چند او از خانواده ترانه موسیقی جدا نبود .
مصاحبه اختصاصی مهربد با پوریا منتظر از شاگردان دوست داشتنی استاد شجریان
سال شصت و پنج بود که آهنگی از استاد شجریان توسط یک کودک شیرازی در تلویزیون اجرا شد و مورد استقبال قرار گرفت آن کودک از شاگردان استاد شجریان بود که توانست با ان سن کم سرو چمان استاد را به خوبی اجرا نماید .
در حال حاضر ایشان جزء محدود جوانان و انگشت شمار کسانی می باشند که می تواند دستگاه کرد بیات را به خوبی اجرا نمایند .
در این بازار شلوغ موسیقی به خصوص از سال هفتاد و شش به بعد که اجازه کار بیشتری به جوانان داده شد و پس از آن نیز که در دو سه سال اخیر که نسل چندمی از خوانندگان به روی کار آمدند و رفتند و کار به اینجا رسید که هرکس از راه رسیده و یک سری جملات اکثر بی محتوا را که در خواب دیده بر روی ریتم های آماده و سمپل به وسیله رایانه های شخصی قرار داده و اسم آن را رپ فارسی گذاشته اند این کودک که حالا جوانی رعنا شده است در دوران جوانی فقط سکوت اختیار کرد تا این که به اصرار دوستان و آشنایان پس از سال ها مجدد گام به دنیای موسیقی گذاشت که سال ها برای یادگیری آن زحمت کشید . اگر او همه می خواست مثل همه اسم و رسم نشان دهد زود تر از این ها بر سر زبان ها می افتاد به هرحال از محضر استاد شجریان بهره مند گریده آن هم در کودکی و دستگاه کرد بیات را به خوبی اجرا می نماید و تسلط بر دو ساز سنتی سنتور و تنبک آن هم نه از نوع ادعا بلکه از جنس اعتنا خود نشان دهنده این است که هنوز جویای نام هایی هستند که به خاطر این که هر بچه دوست دارد به او بگوید خواننده و نوجوانان برایشان سر و دست بشکنند گوشه ایی را انتخاب نموده اند تا از این حواشی و هیاهو دور باشند زیرا آن ها عاشق هنرشان هستند .
با این مقدمه به مصاحبه ایی که با پوریا منتظر انجام داده ایم خواهیم پرداخت . پوریا منتظر در این مصاحبه به نکات قابل توجه ایی اشاره نمودن که می تواند برای جوانان ایرانی و مخاطبان موسیقی بسیار ارزنده و گران بها باشد .
از پوریای عزیز بسیار سپاسگذاری می نماییم که با خوش رویی و آغوشی باز و متانت و وقار خاص همچون نمونه کامل یک جوان هنرمند ایرانی پیشنهاد مصاحبه با وبلاگ تخصصی موسیقی و نامداران را پذیرفتند .
از خودتان بفرمایید . چه شد و چگونه شد که با موسیقی آشنا شدید ؟
من درسال هزار وسیصد و شصت در شهر شیراز در خانواده اصیل و فرهنگی و هنر دوست متولد و بزرگ شدم و طبعا این موضوع بر روی من اثر مثبتی را گذاشته که از کودکی علاقه به موسیقی اصیل سنتی داشته باشم و فکر کنم چند غریبی در خانواده ما نباشد .
سبک و نوع موسیقی شما چگونه است ؟
سنتی ایرانی
چگونه با استاد محمد رضا شجریان آشنا شدید ؟
از آنجا که پدر و برادرانم در جریان فعالیت های استاد و در جریان کنسرت های ایشان بودند لذا در سال هفتاد و دو که استاد جهت کنسرتشان به شیراز آمده بودند پدرم از طریق چند دوست ملاقاتی را با استاد برای من ترتیب دادند تا من از نزدیک با ایشان آشنا شوم . لازم به ذکر است که در آن سال من فقط دوازده سال داشتم .
چند سال در محضر استاد شجریان بوده اید ؟
من حدود پنج سال در محضر ایشان شاگردی کردم و دو تاییدیه از ایشان گرفتم .
در چه زمینه هایی شاگرد ایشان بوده اید ؟
آواز سنتی ایرانی
شما مدرک تحریر از استاد دریافت نمودهاید در این باره هم توضیح دهید ؟
در دیداری که با ایشان داشتم صدای مرا از همه لحاظ تایید و تاییدیه ایی به اینجانب دادند .
تاثیر استاد شجریان بر روی شما چگونه بوده است ایا هنوز آن تاثیر یا تاثیرات را در دو وجه هنری و شخصیتی حس می نمایید ؟
تاثیر زیادی داشتند از جمله علاقه من به این سبک موسیقی زیادتر شده و دوست دارم بیشتر به این موضوع بپردازم .
بر چه سازهایی مسلط هستید ؟ ساز تخصصی شما ؟
بر سنتور و تنبک مسلط می باشم و ساز تخصصی من سنتور می باشد .
بیشتر بر کدام دستگاه از موسیقی سنتی تسلط دارید و کدام دستگاه را بیشتر دوست دارید و می پسندید ؟ علت خاصی دارد ؟
بر دستگاه های کرد بیات و راست پنجگاه تسلط دارم و ماهور را بیشتر از این دو می پسندم زیرا دستگاه خوب و لطیفی است .
پوریای موسیقی ایران در یکی از سایت های اینترنتی وقتی که آهنگ شما را برای دانلود گذاشته بودند نوشته بودند که پوریای موسیقی ایران . . . به واقع چنین است ؟ با این احوال دوستداران موسیقی ایران مطمئن باشند که موسیقی ایران می تواند یک پوریا داشته باشد ؟
البته این لطف دوستان است . اما من خودم را هنوز یک شاگردی می دانم که باید همچنان در راه آموختن علم موسیقی توام با عمل سعی و کوشش فراوانی را به خرج دهم زیرا موسیقی سنتی ما وسیع و جامع است .
آهنگ سرو چمان استاد را به آن زیبایی می خواندید اما حالا دیگر قصد تکرار ندارید و عزم جزم کرده اید تا یک موسیقی تلفیقی از سنتی و پاپ ارائه دهید . علت چیست ؟ در این باره بیشتر توضیح بفرمایید ؟
از آنجایی که همه چیز رو به پیشرفت است و البته موسیقی سنتی هم جدا از این موضوع نیست و من علاقه مند بودم که در این سبک موسیقی تلفیقی را هم تجربه کنم فکر می کنم تجربه خوبی بود و استقبال زیادی از این موسیقی تلفیقی شد .
درست در زمانی که در ایران هنوز تازه کارها وارد عرصه نشده بودندو تنها اساتید به نام و با تجربه ادعای خوانندگی داشتند شما با آن سن کم خیلی ها را شگفت زده کردید . آن هم اثر استاد محمد رضا شجریان را در حد مطلوب خواندناما بعد دیگر خبری از شما نبود و حالا به قول بعضی از کارشناسان موسیقی در این کشتی به گل نشسته موسیقی آمده اید و نوع کاری را انتخاب نموده اید . یعنی موسیقی تلفیقی پاپ سنتی : علت اصرار شما بر این کا را فهمیدیم حالا در ادامه بفرمایید در این مدت چرا از شما خبری نبود ؟ و چه شد که بازگشتید ؟
فقط کمی به خاطر سنگینی درس ها کاری به آن صورت نتوانستم انجام بدهم ولی در حال حاضر وقت بیشتری برای این کار دارم .
حماسه ایی کوچک برای مردی بزرگ اثری که مخاطبانتان با آن انس گرفته اند اما خود شما از این اثر رضایت ندارید ؟ چرا ؟
دوست داشتم وقت بیشتری را به آن اختصاص می دادم تا بهتر از این ها می شد متاسفانه وقتی که برای ضبط این اثر گذاشته شده بود خیلی کم و با عجله بود البته بیشتر کارهای من در نیم ساعت تا یک ساعت ضبط شده یعنی این که کارهای من یک الی دو بار خوانده ام و ضبط نهایی انجام شده است .ملودی فیلم حضرت محمد رسول ا... (ص) با صدای شما که باز هم تاکید می کنم که شما از آن کار رضایت ندارید اما مخاطبان آن اثر را دوست دارند . آیا اصرار آهنگساز این اثر این بود ؟چرا این ملودی ؟
بله - نظر آهنگساز این بود که به صدای من نزدیک است .
این اثر در کمتر از هفت ساعت به صورت ارکستر سمفونیک ساخته شده است . در این باره بفرمایید ؟
واقعا کار پرمحتوا و خوبی بود در این جا از آهنگساز عزیزم جا دارد تشکر کنم که من را برای این کار انتخاب کرد و تجربه ایی بزرگ برای من بود .
اثر حماسه ایی کوچک برای مردی بزرگ را به تعدادی از کارشناسان موسیقی معرفی کردم ونظر خواستم آنان گفتند که پوریا هنوز قدرت صدای خوبی دارد اما در این اثر نمایان نیست . نظر خودت چیست ؟
کاری که هفت ساعته انجام شود باید هم صدایم چنین شود نظر خودم هم چنین است باید بیشتر تمرین می کردم تا قدرت صدایم نمایان شود حداقل یک هفته باید تمرین می کردم .
چرا جوانان اینگونه موسیقی تلفیقی پاپ سنتی را بیشتر می پسندند و علاقه مند هستند ؟
از همان دوران کودکی آواها و نواهای ایرانی در گوششان بوده و مهمتر این که ایرانی هستند اما با توجه به نیاز روحیه جوانان همچون انرژی و سن آنان تلفیق هر دو برایشان جذاب و تامین کننده افکار و نیازشان می باشد .
شاید صحیح نباشد که نام موسیقی تلفیقی بر این نوع آثار گذاشت اما چیزی که همه به این نام می شناسند . حالا در همین زمینه دکتر محمد اصفهانی بسیار موفق عمل کردند و چندی بعد احسان خواجه امیری آمد و اثبات کرد که هنوز جای کار در این زمینه وجود دارد . اثبات این گفته استقبال پرشور از کنسرت های ایشان است . می دانیم که آقای محمد اصفهانی و احسان خواجه امیری هر دو سابقه فعالیت و تجربه موسیقی سنتی را دارند و شما هم چنین بوده اید . احسان یک گام بلندتر از آقای اصفهانی برداشت شما بفرمایید آیا حالا شما هم می خواهید یک گام از احسان جلوتر بردارید یا اینکه به همین راهی که آنان رفتند خواهید رفت ؟
به نظر من کسانی که در عرصه موسیقی فعالیت دارند باید در تمام سبک ها خود را محک بزنند و تجربه کسب کنند و من هم این کار را دوست داشتم و اجرا کردم و شاید در آینده در این زمینه اجرای دیگری هم داشته باشم ولی ترجیح می دهم اجراهایم بیشتر دارای تمایل در سبک موسیقی سنتی باشد .
می دانید که در خارج از کشور از لحاظ مالی چون کارها تحت قانون حق تکثیر قرار میگیرند با مشکلی بر نمی خورید اما در ایران کار از استودیو بیرون می آید بدون اجازه و رضایت صاحب اثر برای دانلود قرار می گیرد . با این مسائل چرا وسوسه نشدید که از ایران بروید و در خارج از کشور کار خود را ادامه دهید ؟
من ایرانی هستم و برای ایرانی می خوانم برای ایرانی که روحیه ناب و خاص و خالص خودش را که سرشار از احساسات زیباست دارد و این روحیه تنها در خود ایران یافت می شود .
این روزها شاهد هستیم هرکس از راه می رسد یک ته صدایی چهچه می زند و با یک تومبا و جاز در کنار ملودی گیتار موسیقی تلفیقی را به مردم عرضه می کنند که از نظر کارشناسان و اهالی موسیقی از نظر علمی و عملی بسیار ضعیف و بد می باشند که این نوع کارها گذری و با آزادی چند صباحی گوش ها را خراب می کنند و میروند نظر شما چیست ؟
همه این ها گذری هستند می آیند و می روند . هیچ فایده ایی ندارد . موسیقی سنتی پا برجاست . هر روز دنیا به کام یکی است . این همه رپ خوان آمدند و رفتند این ها هم مثل همان آن ها شک نکنید که چنین است و مردم فهیم ایران خود شاهد بوده اند .
درباره جدیدترین اثری که شما به جوانان هنر دوست و با احساس ایرانی هدیه داده اید به نام آهنگ زیبای فراق بفرمایید . آهنگی که پاپ سنتی خوانده اید اما با ظرافت خاصی احساس لطیف و دلنشین ملودی ها و دستگاه های سنتی را در وجود شنونده جاری می نمایید ؟
این آهنگ یکی از قطعات آلبوم آینده من می باشد که برای همین یک آهنگ بسیار زحمت کشیده شده است و دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران می باشد که از همین جا از همه مسئولین محترم تشکر می نمایم . آهنگ ساز این اثر با نام فراق جناب آقای ناصر فروزی می باشند تنظیم هم بر عهده اقای علی رضا تهرانی بود که بسیار زیبا کار کردند و شعار اثر هم آقای دکتر واحد حسینی از شاعران خوب و با سواد ایران می باشند .
نگاه شما به آینده ایی که در موسیقی پیش رو دارید ؟
نو - زیبا - جوان پسند و خارج از مادیات
آیا قصد داریداز اشعار حافظ در کارهای پاپ سنتی استفاده نمایید ؟ اگر چنین قصد داشته باشید نیاز زمان و کار بسیار دارد . شما چگونه با این اشعار کار خواهید کرد ؟ منظور این است که تلاش خواهید نمود شعر به موسیقی زیبایی بخشد یا اینکه موسیقی شعر را به جوانان القا نماید ؟
بستگی به کار دارد . زیرا شعر حافظ شعر بسیار خوبی است و نباید همین جور از آن در اصطلاح بهره جست . باید دید آهنگساز چه کسی می تواند باشد . اگر شعر حافظ باشد حرفی در آن نیست پس بنابراین سعی می کنم که موسیقی شعر را به جوانان القا کند .
هنر و هنرمند از نگاه شما ؟
هنر زیباست و هنرمند عاشق زیبایی
طبق رسم همه مصاحبه های اختصاصی وبلاگ تخصصی موسیقی و نامداران دو کلمه را با عنوان مطلب ازاد واگذار می نمایم به مصاحبه شونده تا هر آنچه تمایل داشته باشند بفرمایند و حالا شما مطلب آزاد ؟
از همه جوانان خواهشمند هستم که چشم و گوششان را باز کنند و بفهمند که چه چیزی را گوش می کنند . به فرض احسان خواجه امیری گوش می دهند و در همین حین می گویند که فلان رپ خوان هم عجب صدایی دارد ! اگر او صدا دارد پس این دیگر چیست ؟ !
مواظب باشند تا گوششان منظور گوش موسیقیایی آنان است خراب نشود و از سر تفریح هم به هر چیزی گوش ندهند .
---------------------------------------------------
در پایان بازهم از ایشان کمال تشکر و سپاساگذاری را داریم .
منتظر نظرات همه شما عزیزان و مخاطبان و همراهان گرامی وبلاگ تخصصی موسیقی و نامداران در رابطه با این مصاحبه هستیم . . .
با تشکر مهربد
پوریا منتظر و فراق استاد شجریان دانلود پاپ سنتی
پوریا منتظر و فراق استاد شجریان دانلود پاپ سنتی
اگر یادتان باشد یک آهنگ از پوریا منتظر گذاشتم که خودش اعلام کرده زیاد از آن اثر راضی نیست .
خب هر جور بود با آقای پوریا منتظر یک مصاحبه اختصاصی داشتم که تا دو سه روز دیگر درج مینمایم و مورد دیگر اینکه یکی از آثار آلبوم جدیدش را که پاپ سنتی خوانده و تا سه ما دیگر به بازار می آید و از وزارت ارشاد مجوز دارد به من اجازه داد که برای دانلود بگذارم . . .
پوریا منتظر جز انگشتماران کمتر از یک دست هست که در ایران میتواند بدون همراهی ساز دستگاه کرد بیات را که به گوش خیلی ها نا آشنا می باشد به خوبی بخواند . . .
لینک دانلود که باید روی آن راست کلیک کنید و گزینه save target as را کلیک نمایید :
| لینک دانلود آهنگ بسیار زیبای فراق اثر پوریا منتظر |
تا چند روز دیگر یک مصاحبه اختصاصی از پوریا منتظر درج خواهیم نمود .
با تشکر مهربد
اولین نمایشگاه تخصصی پیانو شیراز
پیانو باربد اولین نمایشگاه تخصصی پیانو در شیراز
پیانو باربد اولین نمایشگاه تخصصی پیانو در شیراز
یک خبر :
قرار است برای اولین بار در شهر زیبای شیراز یک نمایشگاه تخصصی پیانو به همت و سرمایه گذاری گالری پیانو باربد در هتل بین المللی پارس برگزار گردد . . .
در این نمایشگاه بهترین و مرغوب ترین پیانو های یاماها - ریگرکلاس - مارشال - نوردیسکا پرل ریور و . . . به نمایش و فروش گذاشته خواهد شد .
نکته جالب اینجاست که این برای اولین بار است در شیراز که چنین نمایشگاهی در عرصه موسیقی با کلاس و شخصیت عالی برگزار می شود .
قصد دارم تا برای یک گزارش تصویری و اختصاصی از نمایشگاه به شیراز بروم و از مدیر گالری پیانو باربد شیراز که برگزار کننده و سرمایه گذار این برنامه هستند اجازه برداشت گزارش نمایم .
در ضمن هرکسی هر سوالی درباره نمایشگاه به ذهنش میرسه بپرسه تا در حین گزارش جواب سوالات را از مدیر نمایشگاه بگیرم .
راستی مکان و زمان نمایشگاه :
شیراز - هتل بین المللی پارس - سالن مجهز و مدرن زمرد
زمان : از 8 تیر 1387 تا 14 تیر 1387
ساعت بازدید : 9 صبح تا 10 شب
برگزار کننده : گالری پیانو باربد
---------------------------------------------------------------------------------------------
در ضمن گالری پیانو باربد برترین و معتبر ترین گالری پیانو در شیراز به حساب می آید که اکثر پیانو های شیراز چه شخصی و چه آموزشگاه ها را تامین نموده است .
آهنگی از شاگرد استاد شجریان در کمتر از هفت ساعت آماده شد
چند وقت پیش مصاحبه ایی از پوریا منتظر از شاگردان جوان ودوست داشتنی استاد شجریان با یک روزنامه معتبر را برای مقدمه و آشنایی شما عزیزان وهمه مخاطبان گرامی موسیقی و نامداران جهت مصاحبه اختصاصی با ایشان را درج نمودم و درست بعد از چند روز از پوریا منتظر یک آهنگ کلاسیک به دستم رسید که جالب توجه بود و آن اینکه آهنگ فوق با نام حماسه ایی کوچک برای مردی بزرگ برگرفته از ملودی فیلم سینمایی حضرت محمد رسول الله (ص) با تنظیم به صورت ارکست سمفونیک و جالب تر اینکه در حدود هفت ساعت جهت مناسبتی مهم آماده گردیده است که اشکال وایراد هنری هم در آن نمی توان پیدا کرد و خب این کیفیت کار و این نوع فعالیت و آن هم برای اولین بار در ایران در این محدوده زمانی شاید به جرات بتوان گفت که فقط توانایی شاگردان استاد شجریان می توانند پاسخگو باشند و از ان بر بیایند . . .
برای اولین بار مجبور به آپلود اثری شدم که برای شما عزیزان جهت دانلود قرار دهم زیرا اثر جالبی می باشد منتظر نظر شما دوستان هستم . . .
جهت دانلود می توانید بر روی لینک زیر راست کیلک نموده و گزینه save target as را انتخاب نمایید :
مقدمه ایی بر مصاحبه آینده با پوریا منتظر شاگرد خوش صدای استاد شجریان و دارنده مدرک تحریر از رب النوع
مقدمه ایی بر مصاحبه آینده با پوریا منتظر شاگرد خوش صدای استاد شجریان و دارنده مدرک تحریر از رب النوع صدای ایران
خیلی برای من جالب هست قصد گزینش و مذاکره جهت انجام مصاحبه با هنرمندان مطرح و برجسته کشور را داشتم که این بار هم قرعه به نام یک هنرمند جوان و مستعد از شیراز افتاد .
جالب تر اینکه مصاحبه ایی که در زیر خواهید مطالعه فرمود از یک روزنامه معتبر برگرفته شده و قصد نمودم این مصاحبه را جهت آشنایی مقدماتی درج نمایم تا در یک فرصت مناسب اقدام به یک مصاحبه اختصاصی نمایم که قرار آن را هم با ایشان گذاشته ام .
ایشان پوریا منتظر از شاگردان خدای خوانندگی ایرانی و رب النوع صدا استاد محمد رضا شجریان می باشند شخصی که از کودکی تحت تعلیم استاد شجریان قرار داشتند و به زودی به اجرای کنسرت خواهند پرداخت .
در این بلاد که هر کسی به خود جرات خواندن می دهد و تازگی آنچنان کم می آورند که با سر هم زدن بعضی از هزیان های دوران نادانی اقدام به ضبط به اصطلاح موسیقی رپ که البته بسیاری از اساتید این نوع موسیقی را قبول ندارند و اگر شخصیتی هم این را قبول داشته باشند از روی اصول و حساب و کتاب خاصی و با شرایطی قبول دارند نه میلیون رپ خوان فارسی واقعا جای غرور دارد که یک جوان با سواد موسیقی اصیل ایرانی این جرات رات به خود می دهد و خودنمایی می نماید و باید هم اینچنین باشد و مورد حمایت مسئولین موسیقی و حتی وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی ایران باشد آن هم شاگرد استاد شجریان به حتم آرزوی چنین حمایت هایی را داریم . . .
با تشکر مدیر وبلاگ موسیقی و نامداران که به زودی مصاحبه اختصاصی با ایشان را درج خواهیم نمود ...
پوریا منتظر خواننده سنتی:
موسیقی شیراز بسیار گیرا و سرشار از ملودی های دلنشین است
اشاره:
موسیقی ایرانی یا سنتی با وجود پیدایش انواع موسیقی ها و سبک های مختلف همواره بر تارک هنر موسیقی میدرخشد
و بی تردید هویت فرهنگی و هنری ایرانیان را در طول تاریخ بازگو میکند. البته بنظر میرسد با شتابی که جامعه جهانی به
خود گرفته و نیاز جوانان به آرامش باید به سمت نوآوری در موسیقی ایرانی گام برداریم و اساتید و اهل فن با در نظر گرفتن
اصول و چهارچوب این نوع موسیقی توجه ویژه ای به خلاقیت وپژوهش و به روز آوری نشان دهند.
((پوریا منتظر)) خواننده آواز سنتی است که از زمان کودکی به این هنر روی آورده و تلاش او در جهت گسترش این هنر از
علاقمندی های شخصی اوست. گفت و گوی ما را با این هنرمند می خوانید:
از چه زمانی شروع به یادگیری خوانندگی وآواز سنتی کردید و در چه سبکی فعالیت میکنید؟
من متولد 1360 شیراز هستم.از 5 سالگی یادگیری خوانندگی و آواز ایرانی را شروع کردم. اولین تجربه ی من همان سال در
جنگ شادی بود که آهنگهای((سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند و جان جهان دوش)) را به مناسبتهای مختلف اجرا کردم.
البته خانوادهام در این مسیر بسیار مشوق من بودند چنانچه پدرم وبرادر وخواهرم نیز در این عرصه ی هنر و موسیقی فعالیت میکنند.
سال 1372 برای آموزش خوانندگی سنتی نزد استاد شجریان رفتم حدود 4 سال نزد ایشان شاگردی کردم. به ترتیب سالهای 1372و
1377 تاییده ای از استاد شجریان در زمینه تحریر کردن گرفتم و از آن زمان تا کنون این هنر را همچنان دنبال میکنم و تجربه های
زیادی را به دست می آورم.
تا کنون چه برنامه هایی را اجرا کرده اید؟
برنامه های مختلفی را اجرا کرده ام سال 1383 در برنامه ی صبحگاه آسمانی که ویژه شهادت حضرت علی(ع) در شبکه 3 سیما
تهیه شده بود اجرایی داشتم. یک سرود شخصی هم برای ((ولایت عشق)) کار کردم.
فلسفه آواز در شرق به خصوص در ایران بر چه محوری استواراست؟
همانطور که میدانید انسان از هنگام پیدایش خود به وسیله ی اصوات با هستی ارتباط برقرار کرد بعدها این اصوات همراه با پیشرفت
انسانی شناخته شد و جنبه های زیبا شناسی آن مورد توجه بیشتر قرار گرفت. هر فرهنگی با توجه به ویژگی های خاص خود در
رشته های آواز و خوانندگی و حتی موسیقس تجربیات متفاوت و منحصر به فردی دارد ولی از آنجا که در شرق همه ی نگاهها و
تفکرات به سوی خداست بابرین این مساله در کیفیت صدا وآواز هم بی تاثیر نبوده است و موسیقس شرق را هماهنگ با روح
انسانی کرده است.
سبک آواز شیراز چه ویژگیهای خاصی دارد؟
سبک آواز شیراز بسیار گیرا و سرشار از ملودیهای دلنشین است.نوع خوانندگی سبک شیرازی با توجه به اقلیم و فرهنگی که دارد
بسیار پر محتواست و شور و حالی خاص با توجه به ماهیت فرهنگی اش دارد که این باعث دلنشینتر شدن این سبک شده است.
چه کسانی در شیراز از نظر آواز صاحب نام هستند؟
اکنون((سیاوش کیان مهر ومهران بر دیده)) در شیراز فعالیتهای خوبی در این عرصه دارند از قدما هم خوانندگان خوبی را شاهد بودیم
که صاحب سبک بودندو از نام آوران این حوزه محسوب میشوند مرحوم رضوی سروستانی نیز از بزرگانی بود که هنوز صدایشان ماندگار است.
قدمت موسیقی ایرانی به چه زمانی میرسد؟
اولین مدارک تاریخی درباره ی وجود سازهای موسیقی در ایران به حدود سه تا پنج هزار سال قبل میرسد.وجود نقوش روی جامهای طلایی و
نقرهای کنده کاری وحجاری روی کوهها و نام سازها در کتاب های کهن و از همه مهمتر چند ساز بسیار قدیمی و با ستانی به دست آمده وجود
هنری غنی و سرشار در ایران باستان را ثابت میکند.
آیا خوانندگی و آواز سنتی در شیراز به سمت پیشرفت حرکت میکند؟
بله هنوز هنرمندانی هستند که حرفه ای در این زمینه فعالیت میکنند.اگر تعداد کنسرتها بیشتر شود علاقه مندی جوانان هم بیشتر خواهد شد و با
موسیقی ارتباط بهتری برقرار میشود.
آموزش موسیقی و آواز سنتی باید چه روندی را طی کند که بتواند در مسیر درستی قرار گیرد و سر خورده نشود؟
نت ها و گوشه ها و ردیف ها و دستگاههای موسیقی ایرانی را باید به شکل اصولی آموزش داد تا آنها بتوانند در آینده این هنر را ارتقاء بخشند.
کسی که به سمت خوانندگی سنتی می رود باید با چه علومی از موسیقی آشنا باشد؟
باید ابتدا علاقمند باشد موسیقی سنتی چیزی نیست که بدون علاقه بتوان آن را ادامه داد بعد از علاقه هنرجو باید با دستگاههاو سازها و........
آشنایی پیدا کند و این آشنایی مسلما زمان زیادی طول خواهد کشید.
بیشتر از چه اشعاری در خوانندگی و از چه شاعرانی استفاده میکنید و به چه شکلی این اشعار و ترانه ها را ارایه میدهید؟
شعرهای سعدی و حافظ و مولانا را انتخاب میکنم. من در سبک سنتی و در دستگاههای مختلفی چون : ماهور و شور و سه دستگاه و اصفهان و ...
کارم را ادامه میدهم.
در حال حاضر استقبال مردم از آواز سنتی چگونه است؟
در شیراز استقبال ها خوب است. ان شاءا... در اردیبهشت ماه که کنسرتم را ارایه میدهم تلاش خواهم کرد که از تلفیق پاپ و سنتی بهره ببرم اگر ما
از موسیقی تلفیقی استفاده کنیم جوانها استقبال خوبی خواهند کرد. برای مثال احسان خواجه امیری جزء خوانندگانی است که مورد توجه جوانان قرار
گرفته است چون نوع کارش تر کیبی از موسیقی سنتی و پاپ میباشد.
به نظر شما با توجه به تغییراتی که به مرور زمان در لایه های فرهنگی هر جامعه ای اتفاق می افتد آیاد آواز و موسیقی سنتی
میتواند با نو جوانان و جوانان امروزی ارتباطی محکمتر بر قرار کند؟
مسلما هر جامعه ای رو به تغییر و حرکت است و این تغییرات تاثیرات زیادی بر جوامع بشری خواهد گذاشت اما موسیقی سنتی ما ریشه در خون این
مردم دارد درست است که اکنون سبک های مختلف در موسیقی و خوانندگی به وجود آمده است اما موسیقی سنتی ایران آن قدر دقیق و کامل است
که قابل مقایسه با انواع دیگر موسیقی نیست.مطمئنا هر هنری با توجه به ویژگی های خاصی که دارد مورد نظر مخاطبان خاص خود قرار خواهد گرفت
به اعتقاد من این سبک از موسیقی و خوانندگی نیاز زیادی به توجه خاص دارد و با حمایت از موسیقی سنتی میتوانیم فرهنگمان را از بیگانه و مضر
موسیقی دور نگه داریم.موسیقی ایرانی آرامشی به روح وروان انسان میدهد و من فکر میکنم چون این موسیقی با روح انسانی سر و کار دارد و
توجه خاص به حالات روحی انسانی دارد در هر دوره و با هر سنی میتواند ارتباط خوبی برقرار کند.
------------------------------
منتظر نظرات و سوالات مطرح شده شما عزیزان از این پوریای موسیقی ایرانی جهت مصاحبه اختصاصی آینده هستیم . . .
مصاحبه اختصاصی مهربد با پیمان رسولی
در بین اهالی موسیقی و در دنیای اینترنتی زم زمه هایی مبنی بر اینکه نوازنده ایی به عنوان اولین فردی است که در ایران اثر زوربای یونانی را با سرعت ودقت بسیار بالا اجرا نموده است و باز هم اولین نفری است که کنسرت تخصصی گیتار و موسیقی تلفیقی از نوع آمریکای لاتین را اجرا نموده است به گوش می رسید تا اینکه بعد از مدت ها تحقیق و پرس و جو از اهالی موسیقی متوجه شدم که آری این چنین شخصیتی حقیقت دارد و در ایران زندگی می کند که این مایه افتخار و خوشحالی ما ایرانی ها می باشد .
ایشان پیمان رسولی استاد دانشگاه در زمینه تاریخ موسیقی و تدریس تربیت مربی گیتار - ریاست آکادمی تخصصی گیتار و موسیقی در شیراز و برگزار کننده چندین کنسرت بزرگ و پرهزینه گیتار می باشند . تسلط کامل ایشان به عنوان آهنگساز بر چند ساز سنتی و کلاسیک و ساخت آهنگ بر روی سریال کورش کبیر خود نشان دهنده تمامی زم زمه هایی که در باره ایشان به گوش می رسد می باشد . صحبت ها ی جالب ایشان در این مصاحبه صد در صدر کامل و شکافته شده بود . یک نکته ایشان از دوستان بسیار نزدیک و صمیمی مرحوم ناصر عبداللهی بودند که قرار بود بر روی سریال تلویزیونی راه بی پایان که چهارشنبه شب ها از شبکه سوم سیما پخش می شد آهنگسازی کنند تا ناصریا بر روی آن بخوانند اما درآن زمان ناصریا از بین دوستداران رفت و استاد رسولی هم دیگر به آن کار فکر نکردند .
منتظر نظرات شما در این باره هستم باتشکر مدیریت وبلاگ موسیقی ونامداران مهربد . . .
-----------------------------------------------------------------
مهربد :استاد دانشگاه مدیر اولین آکادمی تخصصی گیتار و موسیقی شیراز - صاحب استودیوی ضبط و تکثیر آثار هنری موسیقیایی و مواردی که خود باید کامل کنید و سپس بفرمایید با این وضعیت شبانه روز برای شما کم نیست ؟
پیمان رسولی :
به شدت کم می آورم واقعا نمیرسم البته خیلی از دانشجویان و کسانی که فعال بودند و به جای خیلی خوبی رسیدند
مثلا خانم لیلی افشار وقتی تشریف اوردند شیراز میگفتند من صبحها ساعت 4.4/5 صبح بیدار میشوم و شروع میکنم به تمرین کردن منتهی شاید برای ایران عجیب باشد من در ایران زندگی میکنم ولی به خاطر نگرش آن افکار و نگرشها که نسبت به زندگی و نسبت به اینکه خواسته هائی را که دارم و چیزهائی را که توی ذهنم تصور کرده ام بیاورم به خواست خدا هم اش تحقق پیدا میکند مگر اینکه خودم نخواهم پس من به راحتی 24 تا 48 ساعت کار میکنم بخاطر اینکه گویند
العبدویدبر و الله یقدر
انسان تدبیر میکند و خدا تقدیر میکند
یادمان باشه بدون تلاش هیچ دستاوردی بدست نخواهیم آوردیعنی اینکه صرف اطلاعات داشتن هیچ دستاوردی برای ما بدست نخواهد آورد ما اگر بدانیم پشت این در یک کیسه طلا هست تا نرویم دنبالش و حرکتی نکنیم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و هیچ دستاوردی بدست نخواهیم آورد پس بنابرین این اقدامات بخاطر اینست که من خواستم خداوند هم در واقع عطا فرمودند
توجه داشته باشیم که بوسیله خودم این اتفاق می افتد خداوند مسبب الاسباب هستند او اول اسبابش را برای ما فراهم میکند اسبابش اینکه شما فلان ساز داشته باشید فلان اطلاعات رو داشته باشید انرژی داشته باشید که شبها بیدار باشید و کار کنید نمیدانم در طول روز هر روز بتوانی بطور فشرده کار کنی و بتوانی به استراحت برسی بنابراین اینها کا ملا اسبابی هست که او مسبب الاسباب فراهم میفرماید
مشغله من خیلی زیاد هست از چیزی که گفتید خیلی بیشتر از اینهاست
هر کاری را که در زمینه مو سیقی بگوئید من انجام داده و انجام میدهم از یک کوک ساده گیتار گرفته تا رهبری ارکست سمفونیک بنابراین مابین رنج و آسایش این دوتا دامنه است بسیار وسیع
یعنی از کوک ساده گیتار تا نوازندگی فوق عادی نوازدگی حرفه ای نوازندگی ورد جهانی استودیوپلیر نوازندگی استودیو تدریس موسیقی در دورهای مقدماتی متوسطه پیشرفته در واقع ادونس درس بدهند خیلی خیلی کم داریم جدا از این دوره ادونس در واقع مسترکلاس معمولا برای مدرسین هست که 1/5 تا 2 سال دانشگاه غیر انتفاعی بزرگمهر دانا فقط وفقط رشته مربیگری گیتار تدریس میکردم
این رشته را خودم برای اولین بار در ایران راه اندازی کردم
یعنی تمام سر فصل ها در واقع در هر ترمی چه درسهائی با ید تدریس بشود همه اینها را من نوشتم و فرستاده شد وزارت علوم تحقیقات و فن اوری ودر نهایت تائید شده و برگشته و تدریس شده
کار دیگر نمایندگی در ارکستر بعنوان یک موزیک پلیر ثابت رهبری ارکستهای کوچک سرپرستی ارکستهای پاپ ناظر فنی بودن در بسیاری از ارکستها و ارکستهای دیگران جوانهائی که میروم سر ارکستهایشان مثال دو ماه یک دفعه فقط اشکا لاتشان را می گیرم به آنها خط میدهم بر میگردم . ارکست ثابتی تا الان نداشتم
مثلا فیلمساز مورد علا قه من کیارستمی ممکن است در هر فیلمش از یک سری بازیگر آماتور استفاده کند آماتور یا حرفه ای استفاده کند من هم دقیقا همین طور در اغلب ارکستها سعی کردم . ارکستهائی که داشتم همه فیکس نبودند همیشه سعی کردم انتخاب کنم بصورت مقطعی از نوازنده حرفه ایی استفاده کردم و از نوازندگان ارکست سمفونیک در گروهها استفاده کردم نوازنده که تجربه استیج نداشته و اغلب شاگردان خودم بودند استفاده کردم
ناظر ضبط بودن در استودیو اهنگسازی تنظیم کلیه اثار
موسیقی فیلم و تئا تر
در این باره 2 بار تحقیق وسخنرانی در شیراز انجام شده که توسط بنده انجام شده که بنده انجام دادم
یکبار در سال 78 و یکبار سال 86 در واقع یک کارگاه تئا تر بهمراه اقای مزارعی یکی از شاخه های بسیار مهمی که مورد علا قه من هست با هم پیش بردیم و اطلا عات در این زمینه خیلی خیلی کم هست به هر صورت هر شاخه را که در این زمینه بفر مائید کار کنم و خیلی هم جلو برم و سعی کنم پیشرفت کنم .
مهربد :چرا شما با این سرمایه ( منظور توانایی هنری و مدیریتی نه مادی ) همانند بابک امینی که تا این حد رسید از ایران مهاجرت کرد نرفتید ؟ در آنجا سرمایه هنری و مدیریتی شما افزون تر و باعث شهرت بیشتری می گردید ؟
پیمان رسولی :
ببینید اینجوری نیست . این سوالها را اغلب روز نامه ها و مجلا ت که مصا حبه کردم از من پرسیدند به آ عزیزان میگویم از همین شیراز دنیا را خواهم گرفت دقیقا اگر بخواهیم همیشه باید اول باید محلی باشیم مثال
مارکز نویسنده کتاب 100 سال تنهایی این از یک جامعه خیلی فقیر بلند میشود ودنیا را تسخیر میکند بزرگترین نویسندگان در واقع رشته ادبیات و در سبک سوررئالیسم و رئالیسم جادویی در این دورشته یا بنوئل بهترین فیلمساز یا فردریکو فرنینک همان مکانی که زندگی میکند تاثیر زیادی در دنیا گذاشتند که زمانی که هنوز هم به دهکده جهانی هم نزدیک نشده بودیم فقط بحثش بود پس الان خیلی راحت تر میشود این کا ر را کرد پس اگر الان نکنم باید خودم را زیر سوال ببرم در واقع فیلمساز سبک سور رئالیسم و رئالیسم جادویی کسی است که بنوئل فیلمساز سوررئالیسم بهترین فیلمساز سبک سوررئالیسم در تحت تاثیر خودش قرار می دهد در واقع از یک چنین جامعه ایی برخاست یکی از الگوهای خوب من عباس کیارستمی است. در این رابطه میتوانیم بعد صحبت کنیم .
دوم اینکه بابک امینی دوست قدیم بنده زمانی که در ایران بود از شهرت خاص خودش برخوردار بود در نوازندگی استودیو - آهنگسازی و اساسا کاراکتر موسیقایی خیلی خوبی داشت بابک بسیار پسر خوب و انسان خوبی هم هست برایش درود می فرستم هر جا که هست ولی در صدد اینست که ایشان با رفتن به خارج از کشور عملا در جامعه خارج از کشور حل شد یعنی الان شما اسمی از بابک امینی سر زبان ها نیست یا شادمهر عقیلی حل شد . در ایران دقیقا یادم هست قبل از اینکه از ایران برود شادمهر اساسا یک اسطوره خیلی خیلی بزرگ شده بود خیلی سپهسالار شده بود شخصیتش البته ممنوعیتش این نبود که آثار خاصی هست ممنوعیت پخش آثار شادمهر این بود که مشکل قرار دادی و در واقع اقتصادی با آن شرکت طرف قرارداد خودش داشت نه اینکه مسائل دیگری - به هر صورت الان آنها رفتند آن بر راحت شدند و نتوانستند دنیا را بگیرند و در جشنواره گرمی شرکت کنند و رفتن اینها هم جالب اینجاست یک روزنامه دیگر هم از من سوال کرد رفتنشان هم هیچ تاثیری در ایران نداشت رفتن شادمهر به محض اینکه شادمهر از ایران رفت مشابه اش پیدا شد آن هم به دلیل اینکه یک نفر دیگر جایش می آید چون که متوجه شدند این تیپ صداها به هرحال به مذاق ما ایرانی ها خوش می آید یا اینکه به هرحال شرطی شده ایم که هر چیزی برای اولین بار میشنویم خیلی زود ذوق زده شویم و آن شخص به هرحال خیلی استار میشود و بعد هرچیزی هم که شبیه این باشد هم می تواند استار باشد.
مهربد :
بعضی از دوستان به شما می گویند امپراطور گیتار ایران وسند این گفته را رکورد سرعت نواختن ملودی های چند لا چنگ می دانند. پیمان با این کار پرواز بلندی کرد . در رابطه با این لقب و رکورد و این نظر بفرمایید؟
پیمان رسولی :
اجازه بفرمایید در این باره یک کمی بیشتر توضیح بدهم به خاطر اینکه خیلی مهم است ببینید البته به خاطر انکه تدریس می کنم تا به حال سه تا چهار هزار هنرجو اینجا امده اند و رفته اند در حال چرخش بودند در این سال ها این یک مورد و مورد دیگر اینکه این کنسرت تخصصی سال هشتاد و چهار که من اجرا کردم سال هشتاد و چهاریک کار پاپ اجرا کردم تو تخصص خاص گیتار نبود سال هشتاد و چهار کنسرتی که اجرا کردم کنسرتی بود که تا به حال در ایران اجرا نشده بود و بعد از آن شروع شد آن هم توسط هنرجوهای خودم یواش یواش به فعال شدن و اجرا شدن شروع شد . چون برای اولین بار اجرا میشد و من دوسال وقت گذاشته بودم و میگفتند قبلا قابل اجرا خواهد بود و میگفتند و احساس می کردند که حالا بقیه یا فرصتش را ندارند یا جرات نمی کنند سراغ این قطعات بروند چون به هر حال کار بسیار مشکلی است .نمونه اش زوربای یونانی قطعه ایی است که فقط در ایران توسط من و دوست خوبم استاد کیوان ساکت اجرا شده اقای ساکت با تار این موسیقی را اجرا کرده اند در تار نواختن با سرعت نواختن آسان تر است به این علت که سیم ها نازک تر است .هر چه سیم نازک تر باشد از لحاظ ضخامت سرعت خیلی خیلی میتواند بالاتر برود هرچی که فاصله آن فرت ها و پرده ها به هم نزدیک تر باشد باز سرعت خیلی بالاتر می رود . هرچه فاصله بین دوتا سیم هم نسبت به هم کمتر باشد باز سرعت می تواند بالاتر برود در تار این خصوصیت را دارد که به بهترین نحو هم باشد . پس در نتیجه حالا به هرحال استاد ساکت اجرا کردند ولی در گیتار سیم نایلون این طور نیست مثلا سیم قطور است فاصله فرت ها از هم دورند فاصله سیمها از هم دورند نسبت به گیتار الکتریک من سرعتی که در گیتار الکتریک ممکن است اجرا کنم ممکن است خیلی خیلی بالاتر از گیتار سیم نایلون اجرا کنم پس این قطعه بدین صورت اجرا شد . البته یادم هست که یک دختر خانم اکراینی یک سال تشریف آورده بودند شیراز در ارکستر از اکراین آمده بودند یک ساز محلی شبیه گیتار داشت اندازه ماندلین به نام بئر اگر اشتباه نکنم و ایشان به راحتی قطعه زوربا را به سرعت بالا می زد البته یکقسمت های مشکلش را به صورت چهارتایی نواخته می شود آنجا را من می دیدم که سرعت اجرا نمی کردند سال بعدش ایشان دوباره آمد اجرا کرد دیدم خیلی پیشرفت کرده و هر دفعه که من ایشان را میدیدم تحت تاثیر قرار می گرفتم که در واقع اثارش را صحیح اجرا کنم و تمریناتم را بیشتر کنم به هر ترتیب من به صورت صحیح اجرایش کردم قطعات پاکودولوچیا در ایران معمولا تا به حال اجرا نشده بود تقریبا می توانم بگویم که خیلی خیلی محدود نمونه ما داریم که قطعات پاکو را آن هم قطعات ساده اش توسط کسی اجرا شده باشد چون پاکو دو لوچیا یک نوازنده نئو فلامینکویست در واقع خودش بنیانگذار سبک نئو فلامینکوست و به هر صورت قطعاتی که قبل از آشنایی من با لری گولییر - آلدی میولا - جان مک لافین شنیدم ساخته بسیار ملودیک و زیبا هستند در واقع مشکل هم هست . قطعاتی که قبل از آشنایی با این جزمن ها ساخته شده در واقع یک مقداری پیچیده تر از بافت هارمونیکش است .فرق نمی کند ایشان جوری اهنگسازی کرده که چه در اثار قدیمی اش و چه در اثار جدیدش نواختن این اثار خیلی وقت می برد و به علاوه خیلی مشکل است باز برای اولین خود بنده در ایران اجرا کردم به صورت صحیح مثلا قطعه اینتر داس آگوست که ساخته پاکودولوچیا است یک بداهه نوازی در یک تئاتر بوده است و معروف شده است حالا در آن زمان و به همین صورت ادامه پیدا کرده است و معروف شده این معروفیت و اجرا های مختلفی از ان کرده است پاکو در هر اجرا هم بداهه نوازی های خاص خودش را کرده است یعنی با هم تفاوت می کند ولی به کل بداهه ساخته شده بوده چون شهرت پیدا میکند به همین شکل ضبط می شود . نواختن این را من ندیده ام تا حالا به این شکل که کسی به صورت کامل اجرا بکند صحیح نت به نت عین خودش اگر این کار انجام شده بعد از اجرای این کنسرت بوده است . یک قطعات اردشیر فرح و استرانس خب استرانس اند فرح یک گروهی هستند که سایتشان هم در سایت خود بنده هم لینک است به هر صورت بیست و خورده ایی هست که با هم آشنا هستند و با هم کار می کنند . اردشیر فرح در خارج هست و در واقع در عرض ده سال هفتصد کنسرت اجرا می کنند و یعنی تقریبا هفته ایی یک کنسرت کاندید جایزه جشنواره گرمی بودند در رشته خودشان و با بسیاری از نوازند های بزرگ دنیا مثل آلدی میولا و خیلی های دیگر ساز زده اند جزء نوازنده های برتر در دنیا هستند و مخصوصا در آمریکا و آمریکای جنوبی که در قسمت جنوب آمریکا خیلی خیلی مشهورند که متاسفانه ایرانی ها خیلی نمیشناسنشان و بنده افتخار میکنم که اردشیر فرح ایرانی است و بسیار انسان خوب و دوستداشتنی است به هر صورت منظرم اینست که برای اولین بار در ایران آثار استرانس اند فرح من اجرا کردم به صورت صحیح او به معنای خودش .
دیگر موسیقی کوبا آثار موسیقی کوبا را برای اولین بار بنده اجرا کرده ام چندین سال پیش شاید می خواهم بگویم سیزده چهارده سال پیش یا بیشتر یک سری موسیقی ملل یک سری نوار از موسیقی ملل انتشار پیدا کرد که دیگر یواش یواش انتشار پیدا نکرد بلوز بود و آفریقای لاتین و آمریکای لاتین بود . که مموسیقی کوبا به بهترین نحو از یک موسیقیدان مشهور کوبایی اجرا شده بود .و کی هم متاسفانه نخریده بود . در هر صورت من بهترین آثارش را در آن جمع کردم و اجرا کردم که خیلی خیلی مورد استقبال قرار گرفت . اجرای اشعار حافظ راستش من خودم اصلا خواننده نیستم اگر یک وقتی هم در کنسرت خواندم صرفا و صرفا به خاطر علاقه ایی هست که به خود حضرت حافظ دارم . یا اگر یک تک آهنگی را خواندم برای موسیقی فیلمی که حالا قرار است انتشار پیدا کند و پخش شود فقط به خاطر این است که آقای کارگردان از من خواست که صدا یک صدایی باشد که در یک رستوران است مثل پر پرواز که در آن قسمتی که شخصی در رستوران دارد گیتار می زند که خیلی به صورت عام باشد همین . پس اشعار حافظ را آمده ام برای اولین بار درواقع با تم موسیقی پاپ اسپانیا که خیلی ایرانی ها دوست دارند که تحت تاثیر فلامینکو است اجرا کردم و از این اشعار حافظ اتفاقا هشت - نه تا کار را که من خودم تفال زدم و از حضرت حافظ گرفتم که خود ایشان به بنده دادند به هر صورت از ایشان گرفتم به اندازه یک آلبوم هست که اینها را همه شان را در سریال هزاره سوم عشق با همکاری استاد علی آزاد مشترک با هم دیگر موسیقی آن را ساختیم که متاسفانه این سریال در رابطه با کورش کبیر بود از دیدگاه قرآن به اسم ذالقرنین بود متاسفانه جلوی پخش آن گرفته شد و تهیه کننده چندین میلیون تومان ضرر کرد و قصد دارم اینها را اصلا کاست کنم و سی دی کنم برای پخش اما متاسفانه تا به الان موقعیتش پیش نیامده است .
در رابطه با اینکه به من گفته اند امپراطور گیتار واقعا دست عزیزان و دوستان درد نکند خیلی ممنونم از این لقبی که داده شده است ولی این لقبی است که به هرحال رسمیت خاصی ندارد . بله اگر لقب سر یا شوالیه یا هر چیز دیگری که بود جنبه رسمی داشت بله ولی این یک لقب اینترنتی است که تعدادی وبلاگ و سایت عکس و نوشته و مصاحبه هایی از من گذاشته بودند و در نهایت این اسم را برای من انتخاب کرده بودند بنابراین بعد از آن کنسرت سال هشتاد و چهار همچنین چیزی مطرح شد اما میخواهم بگویم عزیزان من همیشه دست بالای دست بسیار است من به شدت مخالفم با پادشاهی - شاه خوانندگان یا پادشاه پاپ مثلا یا امپراطور و گلادیاتور جالب اینجاست که همه میدانند همیشه وقت چه قدر پر بوده است در نتیجه هیچ وقت وقت نداشتم به این لقب ها حتی فقط و فقط فکر کنم . یک چیز دیگر اینکه رفتم در اینترنت دیدم که سی دی های کنسرت من را دارند به صورت اینترنتی می فروشند که در واقع این کنسرت تهیه کننده اش من خودم بودم بنابراین اگر فروشی هم باشد که نیست و من خودم به شخصه بیشتر به صورت رایگان در اختیار دیگران قرار می دهم و احساس می کنم آنان برای فروش بیشتر سی دی هایی که بدون اجازه می فروختند و تبلیغ این لقب را به من داده اند که این هم می تواند یک دلیل باشد نمی دانم چرا این اتفاق افتاده نمی دانم .
( پیمان رسولی با خنده ایی معنا دار و طنز گونه ادامه میدهد )
به هرصورت از آنان تشکر می کنم دستشان درد نکند و اینها کاری کردند که من اگر سال ها گیتار هم نزنم دیگر احتیاجی به تبلیغات نداشته باشم .
مسئله دیگر در رابطه با سرعت و دقت زدن در ایران :
بگذارید یک سری آماری را بنده فاش کنم فکر میکنم هیچ کس تا حالا در ایران فاش نکرده یا اینکه این اطلاعات موجود نبوده است .این آمار را من از کتاب های بازاریابی و سیستم مدیریت گرفتم و جالب اینجاست که این تحقیقاتی که انجام شده و نتیجه آماری که میدهم خدمتتان اساسا بر مبنای موسیقی و آزمایش هایی که بر روی موسیقی انجام شده بعضا به دست آمده است . جالب اینست که موزیسینی ندیده ام که تسلط بر این مطلب داشته باشد . پس بگذارید برای اولین بار مطرح کنم . امیدوارم تاثیر خیلی مثبتی داشته باشد . من یادم است که خانم دکتر لیلی افشار برای اوین بار که به ایران تشریف آوردند اولین جمله ایی که گفتند این بود در این سمینار من نمی دانم چرا در ایران تکنیک همه را کشته است هیچکس به نوانس توجه ایی نمی کند و اتفاقا با گیتارشان مثال هم زدند یعنی در واقع آن آهنگ معروف آستریاس را اجرا کردند و یک مرتبه با یک لحن ثابت از لحاظ موسیقی و یک مرتبه هم با قوی و ضعیف شدن قطعه پس این قوی و ضعیف شدن ها یعنی نوانس پس نواس یعنی دت و ضعف قطعه یا قوی ضعیف شدن آهنگ یا دینامیک قطعه هم گفته می شود .این دینامیک یعنی چی ؟ یعنی اینکه به ترتیب تدریج قوی شدن به تدریج ضعیف شدن یکباره قوی شدن و یکباره ضعیف شدن خیلی قوی شدن خیلی خیلی قوی شدن خیلی ضعیف شدن تاکید روی جمله موسیقیایی یا نت عدم تاکید ضد ضرب تمام اینها هست که به موسیقی حس می دهد و این حرف حرف دکتر افشار بود که می گفت چرا در ایران تکنیک همه را کشته است ولی هیچکس به نوانس توجه نمی کند این خیلی مهمه و این طرحش را برای اولین بار در ایران خود من مطرح کردم و دوست دارم به نام خودمن ثبت شود چرا چون من از کتاب هایی که ربطی به موسیقی نداشتهاند گرفته ام و غافل از اینکه رد خارج از کشور خود این امار و اطلاعات از روی موسیقی گرفته شده است . ببینید قبل از هرچیز این را عرض میکنم خدمتتان تکنیک می تواند شامل انگشت گذاری های پیچیده شود مضراب زدن های مشکل باشد دقت مضراب ها مشکل باشد و ممکن است شامل سرعت زدن باشد سرعت بالا زدن باشد و الی اخر به هر صورت هر تکنیکی در هر سازی از تنبک بگیری تا دف - تنبور گیتار تا پیانو گرفته و هر چیز دیگر در هر سبکی فرق نمی کند من صحبتم کل هم این است که حتی در سینما و هنرهای تجسمی هم مصداق دارد و هیچ فرقی نمی کند این چیزی که می خواهم بگویم خدمتتان در هنر هرگونه تکنیکی باید در خدمت گویش هنری باشد اگر غیر از این باشد مفهوم اش این است که به هنر لطمه وارد شده است . یعنی چی ؟ خیلی مهمه خیلی خیلی تاکید دارم روی این بحث شما آثار اولیه پاکو دولوچیا را گوش کنید یا در موسیقی کلاسیک یا رمانتیک یا باروک دقت کنید از پاساژهای سرعتی همیشه استفاده شده است . ولی شاید ما هیچ وقت توجه نکردیم .
--------------------------------------------------------------------------------------------
با تشکر مهربد
مصاحبه اختصاصی با عبدالجبار کاکایی ترانه سرا با کبوتر
ترانه کبوتر با صدای فریدون آسرایی خواننده خوش صدای ایرانی و تنظیم تکنیکی و زیبای بهروز صفاریان با ترانه ایی ماندگار و پر محتوا از عبدالجبار کاکایی که چند سالی از غزل و شعر به ترانه سرایی روی آوردند . آقای کاکایی دعوت به مصاحبه ما را با لطف و خوش رفتاری قبول کردند . متن مصاحبه اختصاصی در زیر آمده است که در آن ایشان از آژانس شیشه ایی تا توصیه پریدن به کبوتر و از احساس فریدون و زندگی گفت و در پایان از خیلی ها خواست که با اقتباس از حس حافظ در ذهنیات تصرف نکنند و...
تمامی گرافیک های انجام شده بر روی عکس ها توسط نویسنده همین مصاحبه انجام گرفته است .
مهربد :تاریخ تولد و محل تولد - شغل پدر شما :
کاکایی : 1342- ایلام - کاسب
مهربد : وضعیت خانوادگی شما ( پدر - مادر - کل خانواده ) در رابطه با نوع تفکراتی که داشتند و تاثیر آن تفکرات بر روی پیشرفت شما چگونه بوده است ؟
کاکایی : خب پدرم اهل شعر بود و اهل سیاست بود ما یک خانواده ایرانی مقیم بغداد بودیم تا سال 1344 از آنجا رانده شدیم بعد از سقوط عبدالکریم قاسم رهبر ملی عراق که پدرم از زمره طرفدارانش بود و به خاطر همین ما را بیرون کردند ایرانی ها را از بغداد بیرون کردند . سال 44 برگشتیم ایران و مستقر شدیم در همان شهر مرزی ایران . پدرم گرایشات مذهبی شدیدی داشت و گرایشات ملی فوق العاده زیادی هم داشت آدم هایی که غریب از وطن بیرون میشوند به هر حال طبیعی است که ارق ملی به وطن زیاد دارند . همین که جایگه مذهبی خوبی هم داشت پای مجالس و منبر علما میرفت خودش اهل روضه خواندن بود آخوند نبود اما تمایلی به این موضوعات داشت بعد هم کتاب هایی داشت و خوانده بود تا حدود زیادی به شعر علاقه داشت .
مهربد : میزان تحصیلات شما ؟
کاکایی : به ترتیب دیپلم - فوق دیپلم - لیسانس و فوق لیسانس ادبیات فارسی که البته جدا جدا گرفتم فوق دیپلم را در شهر تهران از مرکز تربیت معلم لیسانس از دانشگاه ملی و فوق لیسانس دانشگاه آزاد گرفتم .
مهربد : کار های تحقیقاتی و مطالعاتی شما تا به امروز و کتاب های انتشار یافته شما ؟
کاکایی : من حدود دوازده تا کتاب تا الان منتشر کردم که چهار پنج تا مجموعه شعرهست و الباقی یا نقد و تحقیق یا گردآوری هست که کتاب هایم به ترتیب عبارتند از : آوازهای واپسین - مرثیه روح - سالهای تاکنون - حتی اگر آیینه باشد -نگاهی به شعر امروز ایران - زنبیلی از ترانه - میان ماندن و رفتن - بر شانه های باران - بررسی شعر ایران و جهان - گزینه شعر - فرصت نا یافته این ها کتاب هایی هست که تا الان من داشتم و آخرین کتابم که زیر چاپ هست همراه با سی دی به زودی منتشر میشود . شامل شعرهای محاوره و ترانه هست . اسمش هست "از تو دورم" شامل یک سی دی که هشت قطعه هست چهار شعر سپید با صدای احمد رضا احمدی و داوود نماینده خوانده شده و چهار ترانه با صدای فریدون آسرایی همراه با کتاب که کتاب شامل صد و بیست قطعه شعر محاوره است تمام کتاب سی دی میشود دومین کار آقای فریدون که با من داشته است .
مهربد : از کجا شروع کردید و با چه هدفی و امروز در کجا قرار دارید ؟ ( با توجه به اهداف و آگاهی شما به آینده ایی که در آن هستید )
کاکایی : من شاعری را که از دوره دبیرستان شروع کردم از منطقه و محل تولدم ایلام و دوره جنگ باعث شد اولین کارهایم مربوط به دوره جنگ باشد و رفته رفته خب به تهران آمدم برای ادامه تحصیل با آقای علی رضا رسته وارد حوزه هنری شدیم و از حلقه ادبی آنجا شدیم با دوستانی که چند سالی زودتر از ما آمده بودند با آن دوستان بودیم و تا سال های اخیر هم هستیم و همچنان ارتباطاتی داریم . سیر کلی گرایشات و تعلقات یک مدت هایی میشود گفت بخشی از ادارات فرهنگی بودم یا در فرهنگ سراها یا توی خانه های شعر یا چه تو مطبوعات چه تو صدا و سیما کار میکردم . عرض کنم که وضعیتم هم الان به نوعی به زبان محاوره رو آوردم ادبیات در واقع زبان فولکولوریک زبان مردم را به عنوان یک قالبی که احساس میکنم میشود از این قالب به نوعی راحت تر هست حرف زدن حتی و حرف های اصولی و متین و فاخر که ما فکر میکنیم که فقط در زبان معیار قابل بیان هست در شعر به نوعی در شعر محاوره این قابلیت را من پیدا کردم میشود گفت که این ترانه های من ادامه شعر هایم هست اصولا من وقتی برای ترانه گفتن مثل حالا نداشتم به خاطر همین من خیلی از الزامات که یک ترانه سرا دارد اول الزامات را از خودم دور کردم . مثل الزاماتی که حس ترانه هست یا درواقع خواننده این ترانه به حنجره اش میخورد یا نه . تمام این الزامات که من دور ریختم اولش کاری هم که گفتم در عالم ترانه کبوتر بود و پس از کبوتر بوی سیب را گفتم بعد هم کاخ کهنه و بعد هم ترانه علی اصغر . خود همین کاخ کهنه و علی اصغر هم کارهای بلندی است که اگر امکان اجرایش باشد در واقع کم از این دو کار اول نیست کار های بلند دیگری هم در کنار این چند تا کار انجام شد پس از آن با یک سری الزامات به سمت کارهای کوتاه تری با قابلیت ترانه شدن رفتم ولی کماکان هدف اصلیم وارد شدن به این موضع و این حوزه گسترش شعرهایم در زبان فولکولوریک هست .
غزل هایی دارم که قابلیت اجرای آوازی ندارند اما در زبان فولکولوریک بهره بردم . شعر محاوره ادامه شعرهایم می باشد همان حالتی که من قبلا می گفتم تصمیم گرفتم که احساساتم و اندیشه های غزل را بیاورم در این زبان فولکولوریک بدون الزام هایی که یک ترانه سرا داشته است . متفاوت اند کارهایی که در واقع قابلیتش مثلا بین ترانه بوی سیب و کبوتر . کبوتر از نظر من شعرتر می باشد . بوی سیب ترانه است . شعر کبوتر بین کارهای دیگر من هم این قابل درک است . بعضی از کارها را که من میگویم شعر است خودم میخوانم این کارها را شاعرانه تر می دانم اما وقتی به یک خواننده یا آهنگساز کار را می دهید آن اینطور فکر میکند شعر نیست و آن را به عنوان شعر قبول می کند .
مهربد : آیا ترانه سرایی برای شما شغل است ؟
کاکایی : نه برای من ترانه سرایی اصلا شغل نیست کار اصلی من مدیر خانه شعر بنیاد نویسندگان و هنرمندان هستم . بنیاد نویسندگان و هنرمندان وابسته است به سازمان فرهنگی شهرداری تهران دفترش هم در خیابان اقدسیه تهران است .
مهربد : پس شغل شما چیست ؟
کاکایی : در تهران تدریس می کردم هم در دانشگاه درس می دادم و هم در دبیرستان ولی تدریس را به کل چند سالی است کنار گذاشتم دلیلش اینست که خیلی علاقه ایی نداشتم دوست داشتم فعالیتم در سکوت و آرامش باشد . حواسم جمع باشد و تمرکز ذهنی داشته باشم به همین خاطر زیاد نبودم علاقه نداشتم .
مهربد : نام شما کمتر از بسیاری از ترانه سرایان به عنوان عضوی در یک اثر موسیقی پاپ دیده میشود موضوع خاصی است ؟ مبنا ی شما برای خواننده ترانه شما چیست ؟
کاکایی : خب من یک مقدار حساسیت واسه صدا دارم و طبیعتا آهنگ , چون ترانه هم برای من شغل نیست من میتوانم روزی ده تا ترانه بگویم و زیر آن را هم امضا کنم و چون برایم مهم هست که یک اسمی را که روی یک شاعری داریم که اسم بایستی حفظ بشود و اعتبارش حفظ بشود مجبوریم که به هرحال کم کار کنیم . با خواننده ایی کار کنم که حق مطلب را بتواند ادا کند من هدفم از ترانه سرایی ادامه شاعری هست و آن کارهایی که گفته میشود بعضا قابلیت ترانه را دارند و خوانده میشوند و مراجعات فراوانی هم برای ترانه گفتن دارم . اما من چون عموما هدفم ترانه گفتن نیست الزام میکنم و میگویم اول سی دی صدایشان را بیاورند و گوش میدهم اگر مناسب باشد همکاری میکنم در غیر اینصورت نه .
مهربد : بیشترین همکاری شما با کدام خواننده و آهنگساز بوده است ؟
کاکایی : بیشترین همکاری من فکر میکنم اول با فریدون با توجه به اینکه هم برای آلبوم دومش کاملا کارهای من است و هم برای آلبوم سومش که دو سه تا کار از من دارد و آماده میکند .
بعد از فریدون - اخشابی فکر میکنم چهار یا پنج تا کار و با آقای قاسم افشار دو سه تا کار داشتم و با بعضی از خواننده ها هم یک کار داشتم . بهروز صفاریان بیشترین ملودی را بر روی این کارها گذاشته و عموما پدرام کشتتکار هم ملودی گذاشته .
مهربد : با آقای شعبانخانی هم کاری داشتید ؟
کاکایی : آقای شعبانخانی نه تمایل به کار از هر دو ی ما هست ولی تا حالا فرصتی پیش نیامده . به آقای شعبانخانی علاقه دارم به کارهایش و سابقه درخشانی که دارند . یکی دو بارهم آقای شعبانخانی را زیارت کردیم و قول هماکاری هم دادیم .
مهربد : بهترین ترانه شما که توانسته است خود شما را راضی کند ؟
کاکایی : در اجرا بهترین ترانه ایی که اجرا شده در واقع موزیسینش سنگ تمام گذاشته هم در تنظیم و هم در اجرا به نظر من کبوتر بود . البته تا الان کار کبوترهست و تصور میکنم کارهای آلبوم جدیدم با فریدون اگر منتشر بشود و بازخورد عمومیش را درک کنیم در قضاوت هم تاثیر دارد الان چون تنها هستم ومحدود هستند افرادی که این کار را شنیدند . اما من برخی از قطعات آلبوم جدید را بهترین کارهایم میدانم که در طول زندگی ادبیم انجام داده ام و این کارها بیرون بیاید نمیدانم معادل چی بشود .ولی تا الان آنچه که از من منتشر شده خب بهترینش کار آقای فریدون با تنظیم آقای بهروز صفاریان بوده است .
مهربد : نظرتان درباه فریدون ؟
کاکایی : به نظر من فریدون قابلیت های فراوانی دارد و این قابلیت ها عبارتست از هدیه کردن احساسش به تمام کلمات یک شعر یعنی تمام و کمال حق شعر را ادا می کند فریدون هیچ کلمه ایی را بی تاثیر از احساس نمی گذارد این خیلی مهم است بعضی از خواننده ها فقط دیکته میکنند در واقع شعر را میخوانند و انشاد می کنند ولی فریدون شعر را با تمام وجودش میخواند. من احساس می کنم در مرحله اول خوب شعر را میفهمد و عموما بعضی از خواننده ها با فهم شعر مشکل دارند و اصلا شعر برایشان ملاک نیست فقط ملودی و آهنگ - نوازنده - ارنج ارکست معنی دارد .
فریدون مدتها با شعر زندگی میکند و بعد به سراغ خواندنش میرود . او به واسطه اینکه مدت ها زندگیش در مهد موسیقی آمریکا بوده تجربیاتی دارد که با خود آورده است . جدای از این ها فریدون از نظر شخصیتی و اخلاقی آدم بسیار خوب و دوست داشتنی هست. سادگی و متانت او در این بازار موسیقی پاپ و به سلامت نفس کم پیدا میشود .
بخش دوم سوالات مربوط به ترانه زیبای فریدون با اجرای فریدون و تنظیم بهنام صفاریان :
مهربد : از ترانه کبوتر با اجرای فریدون بفرمایید ؟
کاکایی : فریدون به طور اتفاقی این ترانه را خوانده بود آنطور که برای من گفتند برای اولین بار در روزنامه جام جم دیده و خوانده بود . جام جم این شعر را از من گرفت و چاپ کرد فریدون هم به طور تصادفی روزنامه جام جم را دیده بود و خوانده بود و علاقه مند شده بود و به واسطه ارتباطی که با شرکت آواز آسمانی داشت از طریق این شرکت که پیش از این نوار دورنگی بهنام صفاریان درآمده بود و فریدون هم به عنوان خواننده میهمان آن نوار بود پیگیر من شدند و خلاصه من را پیدا کردند یک جلسه ایی گذاشتند دوستان که بهروز صفاریان و آقای فریدون بودند . ملودی اولیه ایی که روی کار گذاشته بودند برای من گذاشتند . جایی بود آن شرکت و آن مجموعه فضایی بود که خیلی حرفه ایی کار میکردند و آهنگسازان با صداقت دارند کار می کنند . من بیش از این در فضای موسیقی پاپ نبودم بیشتر سنتی و نوارهای شجریان گوش می کردم و خیلی تمایلی به شنیدن اجراهای پاپ نداشتم و تنها در واقع ترانه های ابی را گوش می کردم که پاپ کار می کردند به ابی علاقه داشتم کمتری هم به داریوش ولی بیشتر ابی را گوش می کردم بیشتر به خاطر حجم صدایش بود و هم نوع ترانه هایش که از آقای جنتی عطایی بود از محدود کسانی بود که من به کارهایش رشک می بردم . بیشتر شاعر بود به نظر من خیلی از ترانه سراها اگر شاعر باشند این قابلیت خیلی می تواند به آن ها کمک کند و جنبه های مثبتش خیلی خوب است و جنتی عطایی نسبت به آن دو رقیب دیگرش که در خارج کار می کنند سرفراز و شهیار قنبری بالاتر است .
به هرحال علاقه به موسیقی پاپ فقط خلاصه می شود در شنیدن کارهای ابی و البته دوران نوجوانی و جوانی تقریبا میشود گفت فضای همین ترانه های پاپ بود تقریبا اولین کارهایم که در عالم شاعری سرودم در هفده هجده سالگی انجام دادم ترانه بود تا شعر . دفتر شعر های سال شصت و یکم را دارم سال شصت و یک شصت و دو تقریبا میشود گفت من هفتاد هشتاد تا شعر دارم از آن ها فقط پنجاه تایش ترانه است .
در حقیقت تحت تاثیر ترانه های پیش ازانقلاب بود بیشتر تمایلم به ترانه گفتن بود منتهاخب یک تغییر شکل پیدا کرده بودم و شاعری در خلوت خلاصه میشود و این مربوط بود به دو دهه بیست سال و از سال 81-82 بود که من بعد از بیست سال غزل گفتن دوباره به شعر محاوره و زبان فولکولوریک برگشتم و به ترانه رو آوردم .
مهربد : صحبت های متفاوتی در برداشت از ترانه کبوتر بوده یکی از اعتیاد گفته دیگری از شهدای جنگ تحمیلی سخن به میان آورده و در جایی دیگرچنین برداشت میکنند که : سرت در لاک خودت باشد و سالم زندگی کن . در آخر بعضی هم تنها به چشم داستان یک کبوتر حالا یا دلسوزانه و یا شاید هم بی تفاوت نگاه میکنند نظر خود شما چیست ؟ چه برداشتی باید کرد ؟
کاکایی : البته من اعتقاد دارم بهترین معنی مخصوصا متعلق به شاعر نیست .متعلق به کسی است که بهترین معنی را از روی شعر بکند . اما خب خیلی ها دوست دارند ببینند منظور خود شاعر چی بوده است . کسانی که میخواهند معنی و مفهوم شعر را دقیق متوجه بشوند باید یک سری کتاب های جامعه شناسی جنگ بخوانند . شعر لزوما راجع به جنگ نیست و شکی در آن نیست و به طور قطعی هم اثر وضعی که این شعر به وجود آمد و خلق شد یک فیلم سینمایی بود که از تلویزیون و سینما پخش شد و در واقع من از تلویزیون دیدم آژانس شیشه ایی بود و شخصیتی که خیلی اثرگذار بود در این فیلم بود که من برعکس خیلی ها کاراکتر اول فیلم را پرویز پرستویی می دانستند آن شخصیت دوم بود آن شخصیتی که ترکش خورد و مرد . بعد از جنگ آمده بود زندگیش را بکند . دنبال درمان و دارو بود و نیامده بود که مثلا گروگانگیری راه بیندازد - آژانس اشغال بکند - اسلحه بکشد روی مردم بلکه به طور طبیعی رفته بود برای مردم بخشی از وجودش را داده بود . حالا هم آمده بود دنبال دوا و درمانش بی ترحم . در فیلم ماجرایی قرار گرفته و بعد اتفاقاتی می افتد ولی آن شخصیت برای من شخصیت خوبی بود . کسانی که کتاب های جامعه شناسی جنگ را بخوانند می بینند که در همه جامعه ها جنگ اتفاق می افتد بعد از جنگ از لحاظ روانی تحت فشارهای شدید هستند . یک فرد که در جنگ در واقع تصمیماتش را به راحتی اجرا می کند با توان نظامی اش بعد از جنگ حالا دیگر فرقی نمی کند با یک آدم معمولی مثلا در صف ایستاده . فشارها را تحمل می کند مسائل را تحمل می کند . وضعیت شما مثل آدمی هست که دارد متلاشی می شود .
بچه هایی که رفتند و وقتی برگشتند دوباره کار کردند . آن رفت سر مزرعه حالا به قول خودش ( شخصیت دوم فیلم ) وقتی برگشتیم تراکتور هم نداشتیم . آن رفت توی کارخانه ایی که بود . آنی که در جبهه فرمانده یک منطقه ایی بود جنگ که تمام شد برگشت دوباره مثلا شد کارمند یک اداره کارمند ساده خیلی از آن ها اینجوری بودند خب محدودی از این ها به واسطه نفوذهایی که داشتند موقعیت های دیگری داشتند آن ها هیچ وقت نماینده بچه های جنگ نبودند .
اما خب من فکر کردم برای جامعه ما یک همچین اتفاقی افتاد . جنگ و هفتاد هشتاد درصدی که از جنگ برگشتند دارند با ما زندگی می کنند . غول بیابونی هم تعبیرش از آژانس شیشه ایی اسیر شدن کسانی که در واقع تصور کنید که به جنگ غول رفتند و با غول جنگیدند اخلاق و عاداتی پیدا کردند که با زندگی شهری سنخیتی ندارد . به هر حال من آن فیلم را هر بار که نگاه کردم به شدت گریه کردم چون انگار روزگار و احوال خودم بود زندگی خودم بود اطرافیانم را می دیدم .
فرمانده خودم را من تو صف کارگران کارخانه دیدم منتظر بود که ساعت شش صبح مینی بوس بیاید دنبالش برود سر کار در حالی که این فرمانده در جنگ اقتداری داشت که به او حتی نمی شد نزدیک شد . خب دیدن این صحنه ها و اتفاقات باعث شد که به جنگ از زاویه دیگری نگاه بکنم . از زاویه کبوتری که باهاش صحبت بکنم که همه این اتفاقات به سرش آمد . حالا هم توصیه تلخی به او کردم و توصیه تلخم این است که برو بمیر - بمیر تا راحت بشی از این وضعیت خلاص بشی کبوتر عصات بنداز و بپر یعنی این که برو بمیر . پشت جبهه اقتدار و قدیس بودن و همه چیز را از او می گیرند و وقتی میاید هیچ راه دیگری جز مردن نیست .
به نظر من هنرمند یا شاعر می تواند یک وقت هایی با پیام تلخی نتیجه را بگوید .
به هر حال شاعر وظیفه اش اینست که تلخی ها را تلخ تر و شیرینی ها را شیرین تر نشان بدهد . بر مبنای همان تعریفی که در قبل از شعر کردم امور کوچک را بزرگ می کند و امور بزرگ را کوچک می کند و دچار تحریک عواطف می شود شعر وظیفه اش اینست و من احساس کردم که به هرحال به نوعی بایستی از این نقد دفاع کرد حرف زد خب کبوتر هم همین حرف را زد ولی هر کسی می تواند برداشتی بکند . خود فریدون وقتی این شعر را خواند گفت این زندگی من است من رفتم غربت و حالا برگشتم و غول بیابونی آن هایی که حالا تحمل من را ندارند و شنیدم کسان دیگری هم در جایگاه های متفاوت کارگردان سینما بودند خواننده یا آهنگساز بودند و فقط گفتند زندگی ماست . من راه را برای معنی آزاد گذاشتم اما خب اگر می خواهید من هم به عنوان یک شنونده این شعر را معنی کنم من هم می گویم معنی این شعر ممکن است خوشایند خیلی ها نباشد با توجه به این فضایی که از جنگ ساختند و اتفاقاتی که افتاده خیلی ها رضایت نداشته باشند . اما من توصیه می کنم به این بچه ها بروند جنگ را از زاویه دیگری نگاه بکنند و اتفاقاتی که برایش رخ داد را ببیند .
مهربد : رضایت شما از ملودی - تنظیم و نحوه اجرا تا چه حد می باشد ؟ آیا بهتر از این هم می شد اجرا شود ؟
کاکایی : واقعیتش اینست که بهتر از این برایم متصور نیست . نمی دانم چه اتفاقی می افتاد اما خب طبیعتا ممکن بود از این بهتر هم بشود برای هر اثری این امکان وجود دارد که بهتر از این هم اجرا بشود اما این کار در همین شکلی هم که به وجود آمد با توجه به اینکه فضای موسیقی داخلی ما شش و هشت بود و صرف موضوعات و محتواهای دیگر هستند تو این فضا این کار توانست تاثیر بگذارد و توجهات را به خود جلب کند . این کار می تواند کار موفقی باشد . من راضیم هم از ملودیش و هم از تنظیم فوق العاده اش تنظیمش کار دوست بسیار عزیزم آقای بهروز صفاریان و هم از صدای فریدون فکر می کنم خیلی خوب بود خیلی با توجه به اینکه اولین کار من هم بود که ساخته شد .
مهربد : درباره قسمت هایی از این ترانه لطف کنید و بیشتر توضیح بفرمایید ؟
دیدی آسمون خراب شد سر ما
غصه شد وصله بال و پر ما
کاکایی : خب این شعر یک بیت دیگر هم داشت
بعضیا میگن که بارون کدومه بوی نم شرشر ناودون کدومه
(این بیت) آسمون تا بوده آفتابی بوده مث روز اولش آبی بوده
دیدی آسمون خراب شد سر ما غصه شد وصله بال و پر ما
حالا تو سایه نشینی مث من خوابای ابری میبینی مث من
چقدر اینجا میخوریم خون جگر کبوتر عصات بنداز بپر
بیت آسمون تا بوده موقع خواندن از قلم انداختن بعدش یادمان رفت اصلا تو کار نیاوردیم . اما این بیت هم جز ابیات بود و کل شعر .
مهربد : مطلب آزاد ؟
کاکایی : بستگی دارد مخاطب کی باشد . وبلاگ شما در چه رابطه ایی باشد .
من توصیه می کنم خواهش می کنم حتی التماس می کنم به آن هایی که به نوعی ارتباط با کلام دارند حتی خودم که شعر می گویم و ترانه می گویم تا موضوعی را با آن زندگی نکردند لمسش نکردند درکش نکردند این را به کلمه در نیاورند . در واقع تصرف در ذهنیات نکنند . به جای اینکه به ذهنیات بپردازند - بپردازند به تجربیاتشان که این ها را تبدیل به آثار ماندگار در تاریخ می کند . برآوردهایی که ادبیات ما دارد برآوردهای ادبی که شعر ما ترانه ما دارد گاهی اوقات موضوعاتی درک بیشتری می خواهد و از نزدیک با آن نبودیم بر اساس اقتباس هایی که از آثار دیگران می کنیم . یک جوان مثلا بیست و دو ساله ایی که شعر عرفانی می گوید معلوم است که این آدم اصلا عرفان را نشنیده و نفهمیده و با آن زندگی نکرده است . فقط دیوان و اسرار را خوانده و حس حافظ و حس خیام را اقتباس کرده است . این زندگی ذهنی زندگی واقعی نیست زندگی واقعی این است که درکش کنی لمسش کنی با آن باشی ولو اینکه آن موضوعات کوچک باشند . بله خب حافظ موضوعات بزرگی رادر زندگیش تجربه کرده شما نگران نباشید که موضوعات زندگیت کوچک است ولی اگر این کار را بتوانی بکنی با همین موضوعات کوچک هنر کردی . هنر وظیفه اش اینست که مس را طلا می کند .
-----------------------
با سپاس و تشکر از جناب آقای کاکایی که همراه با ما و مخاطبان بودند و نگاه تازه ایی را از ترانه و دنیای اطراف به ما نشان دادند .
منتظر نظرات شما دوستان و مخاطبان گرامی راجع به این مصاحبه هستیم .
مصاحبه اختصاصی مهربد با تورج شعبانخانی آهنگساز آثار ابی - مرجان - مازیار و فریدون فروغی
تورج شعبانخانی آهنگساز و خواننده در 15 بهمن 1329 در تهران دیده به جهان گشوده است .
او از آهنگسازان صاحب سبک در موسیقی پاپ ایران و باعث شهرت و محبوبیت بسیاری از خوانندگان پاپ ایران زمین شده است . ترانه های آدمک - پروانه من - نازی نازکن - صدای بیشه - خونه خالی خونه غمگین - بهار بهار و بسیار ترانه های زیبای دیگر از آثار به یاد ماندنی و دلنشین او می باشد .
تورج شعبانخانی پسرخاله خانم سیمین غانم خواننده خوب و مسلط ایرانی می باشد .
او با خوش اخلاقی درخواست ما را برای یک مصاحبه اختصاصی و تلفنی پذیرفت .
در مصاحبه زیر برای ما از گذشته ها و دلگیری ها گفت از دوستی با مرحوم فریدون فروغی و فرهاد سخن به میان آورد . از احساس و نوع کار ناصر عبداللهی گفت . از سکوت هفده ساله و تحقیقات در موسیقی دنیا برایمان حرف ها زد .
در زیر آمده است و منتظر نظرات شما راجع به این مصاحبه و آقای شعبانخانی هستیم .WWW.NAHA.BLOGFA.COM متن مصاحبه اختصاصی مهربد مدیر وبلاگ موسیقی و نامداران به آدرس اینترنتی :
مهربد : وضعیت خانوادگی شما ( پدر - مادر - کل خانواده ) در رابطه با نوع تفکراتی که داشتند و تاثیر آن تفکرات بر روی پیشرفت شما چگونه بوده ؟
شعبانخانی : پدرم هفت تا بچه داشت که من بچه کوچکترینش بودم . سه تا برادر و سه تا خواهر که آن زمان به خاطر اینکه زودتر شوهر میکردند خواهر ها زود ازدواج کردند و به خانه بخت رفتند . از نظر سوادی در حد دیپلم و فوق دیپلم بودند .
برادرها هرکدام تخصص های خاص خودشان را دارند که در واقع من فقط توی برادر ها دنبال هنر و موسیقی رفتم .
مثلا یکی از آنها قاضی دادگستری بوده وسالها وکیل دادگستری هست .
پست های خیلی خوب داشته تو شرایطی زندگی میکنه که به اصطلاح همیشه خدمت کرده هم به مردم به فامیل به دوست آشنا در کل خانواده ما همه ما همین هستیم دوست داریم کمک کنیم به خصوص به هم میهنان به مردمی که هم میهن حساب میشوند هم نوع و هم میهن .
یه برادرم تخصصش توی کارهای نظامی و سرهنگ ژاندارمری بود . در واقع توی نوع خودش جزء افسرهای بسیار خوب که چندین تخصص داشت . یک برادرم هم که در ورزش خیلی صاحب نظر بود و مرد بزرگی تو ورزش بود که مربی خیلی از کشتی گیر ها یی که الانه در فدراسیون کشتی ایران همه این ها خودشون به استاد تبدیل شدند مثل استاد مهدی زاده - برزگر تمام این هایی که الان در راس هستند همه شاگردان برادرم بودند .
او دیپلمی دارد که از فیلا گرفته فیلا این دیپلم را بهش دادند که مثل دکترا می مونه دکترای ورزش که بسیار بسیار در سطح بالایی هست .من هم که چهارمین برادر بودم توی هنر هستم . من رشته فنی می خواندم ولی مهندسیم را نگرفتم . انصراف دادم و بیشتر چون کار آهنگسازی می کردم توی کار آهنگسازی پخته شدم حرفه ایی شدم کارهایم گل کرد و خواننده های زیادی تو دستم آمدن بالا و رشد کردند . دیگه من توی کار هنرچفت شدم و نتونستم از گردونه هنر خارج بشم .
مهربد : وضعیت تاهل - فرزند ؟
شعبانخانی : بله من یک فرزند دارم به اسم ایلیا که یک سال و نیمشه . با خانمم زندگی می کنم و خیلی راضی هستم . من دیر ازدواج کردم اما این خواست خدا بود .
مهربد : ساز تخصصی شما ؟
شعبانخانی : ساز تخصصی من گیتار بود البته قبل از اینکه گیتار بزنم یک مدت جاز می زدم درام می زدم چون بیشتر می خواندم برایم جاز زدن و خواندن سخت بود . برای همین رو آوردم به گیتار دیدم که بهترین سازی که میتونه یک خواننده داشته باشه برای صدایش یک سازی مثل گیتار یا پیانو سازهایی که بشه روی آنها آکورد گرفت . بعضی از سازها مثل سه تار این ها توی موسیقی ما اونیسون زده میشه یعنی همزمان ملودی زده میشه و زیر صدا گذاشته میشه کامل میشه . پیانو و گیتار به دلیل اینکه میشه روی آنها آکورد بگیری . با چند تا انگشت چند تا نت می گیری که یک هارمونی زیبا بهتون میده یا حالا آکوردهای به خصوص و مخصوص خودشان .
مهربد : موسیقی را از چه زمانی آغاز کردید و اصلا چه شد که جذب موسیقی شدید ؟
شعبانخانی : تا 16 - 17 سالگی خیلی سنگین ورزش میکردم قهرمان سوم آموزشگاه های کشور هم شدم تا حد قهرمانی جلو رفتم در همین رشته کشتی که برادرم استاد بود .
بعد از سن 16 سالگی رو آوردم به ساز و به کار موسیقی از همان زمان آهنگسازی را خیلی دوست داشتم . تو ذهنم خیلی ملودی ها ی زیبا خیلی نواهای زیبا نا خداگاه در حرکت بود .به خاطر همین من احساس کردم که آره من این ملودی ها را بهتره که بنویسمشون یا اینکه عرضه کنم . سن 16 - 17 سالگی شروع کردم . دو سالی گیتار زدم . چون میخواندم و می زدم یک مقداری توجه بیشتری به من شد .
تلویزیون ایران در آن زمان آگهی داده بود و من رسیده بودم به سن نوزده سالگی و آگهی که داده بودند یک سری خواننده می خواستن تربیت کنند برای سازمان رادیو و تلویزیون که اینها به صورت حرفه ایی رادیو و تلویزیون باشند . بعد من تو این کلاس شرکت کردم و خیلی از خواننده های بزرگ ایران مثل سیمین غانم - آقای هوشمند عقیلی - آقای حبیب - هنگامه اخوان و خیلی از خواننده های دیگر بودند . تو این کلاس آقای گودرزی که آواز ایرانی میخوانند و الان هم هستند حضور داشتند . خواننده های زیادی بودند که من هم توی این کلاس شرکت کردم دوره دو ساله بود . استاد حنانه خدا رحمتش کنه ایشان استاد حنانه استاد من بود . کسانی دیگر هم مثل خانم شادنوش - شهنی هم بودند منتهابیشتر چیزهایی که از حنانه خدا بیامرز یاد گرفتم همیشه یک حالت الگو برایم به وجود آورده بودند . بعد از سن 19 سالگی شروع کردم به آهنگسازی - برای اولین کار هم یک موسیقی فیلم گرفتم به اسم آدمک مال خسرو هریتاش خدا رحمتش کنه کارگردانی می کرد از آمریکا آمده بود . اولین کارش بود خیلی هم روی این کار حساب میکرد .
این فیلم را که قرارداد بستم صدایی میخواستن برای توی این فیلم که یک صدای خاص باشه و با قدرت زیاد و یک حالتی که صدا را بتونه در بیاره . با خدابیامرز فریدون فروغی با هم گروه داشتیم من هم گروه داشتم آن هم گروه داشت موزیسین هایی آن داشت موزیسین هایی من داشتم برنامه هایی آن می گرفت برنامه هایی من میگرفتم .من با گروه خودم بعضی وقت ها آن با گروه خودش . د.ست بودیم همدیگر را میدیدیم بعد برای این فیلم من فکر میکردم که صدای فریدون مناسبه که میتونه خیلی سر و صدا کنه میتونه این صدا با این ملودی ها همخوان بشه و خیلی زیبا بشه که پیشنهاد کردم و آن خدابیامرز هم اولین کارش بود یک پسر جوانی بود که هم سن و سال خودم که آمد تو این عرصه بعد از آدمک فیلم که آمد اکران گرفت خیلی موفق بود . بعد از آن دیگر کارهایم شروع شد .
دیگر خوانندگی ام فقط مال شعرهای خاص مثل شعرهای حافظ بود .بعد خوانندگی من به آن شکل بود آلبومی هم داده بودم بیرون به اسم خودم ولی کار اهنگسازی من به صورت جدی انجام می شد و خوانندگان زیادی شروع به کارکردن با من کردند .
ستار که از بدو شروع حرفه ایی و کاریش بود . ابی آن موقع ابی هم چند تا از کارهای خدابیامرز بابک بیات را خوانده بود . منتها خب کارش گل نکرده بود . با اینکه صداش خوب بود به اوج شهرت نرسیده بود . تا اینکه بعد به پست من خورد و من آمدم نازی ناز کن - کویر - صدای بیشه و کارهایی دادم بهش که سر و صدا کرد .
شش تا از کارهای مرجان مال من هست نوعی ملودی ترکی بود .خونه خالی خونه غمگین اسم شعر هاش الان یادم نیست ولی شعرهایی که قشنگ بود و اشعار گل کرد و مرجان به یک خواننده حرفه ایی تبدیل شد . تا زمان انقلاب چیزی حدود دویست تا ترانه من ساختم بعد از انقلاب هم حدود صد و خورده ایی تا الان شده . کار هایی که الان انجام شده حدودا 300 تا کار در مجموع از من باید بیرون باشه .
مهربد : شما به غیر از آهنگسازی شغل دیگری هم دارید ؟
شعبانخانی : من فقط آهنگسازی می کنم .
مهربد : تدریس چه طور ؟
شعبانخانی : نه من تدریس نمی کنم . چون وقتمون اجازه نمیده یک خواننده وقتی میاد با ما قرارداد می نویسه برای آلبوم 8 تا ترانه هست این هشت تا ترانه با صدای این آماتور باید تبدیل بشه به یک کار حرفه ایی . خیلی کار میبره خیلی زحمت داره و آن خواننده باید پخته بشه . فرصت واسه آدم اونجوری نمیذاره .
مهربد : شما تحصیلات دانشگاه علم و صنعت را نیمه کاره رها کردید . شما در آن زمان بر سر دوراهی قرار گرفتید . آیا انتخاب یکی از این دوراهی برای شما سخت نبود ؟ و چگونه از این دوراهی یکی را انتخاب کردید با چه فکر و اندیشه ایی یا تدبیری ؟
شعبانخانی : من زمانی توی این کار حرفه ایی شدم که بیشتر کارهای بازاری انجام میشد و مال یک تعداد معدودی آهنگساز بود که یکیشون من بودم . بیشتر کارها از اینها بود . ما در واقع خوراک بازار را انجام میدادیم . آن چیزی که لازم بود . بسیار بسیار پرکار یعنی تا آنجایی که امکان داشت سعی می کردیم . بعد تو این کار که آدم حرفه ایی بشه باید پشتش بگیره . حتما باید خیلی وقت بذاره . حتی باید یاد بگیره . من همیشه میگم من یک طلبم من همیشه می خوام یاد بگیرم .
هر آهنگی برای خودش فلسفه خودش را دارد . شما باید خلاقیت داشته باشید که یک چیزی را خلق کنی یک ملودی را خلق کنی. متاسفانه الان آهنگسازان جوان و بی تجربه یک مقدار جذب کار های فرنگی میشوند به اضافه اینکه زحمت نمی کشند . مثلا یک ربع می خواهد بشینه و یک آهنگ خیلی زیبا هم بسازه و در بیاره در صورتی که برای ما اینجوری نیست ما اولش دو سه روز با اشعار زندگی می کنیم .
باید نگاه کرد به پیشرفت یه ملودی ساختن شما از یک نقطه شروع می کنی و این را حجم می دهی . حجم بزرگش میکنی و همه چیز برایش در نظر میگیری .
مهربد : هفده سال سکوت هنری : این سکوت از چه زمانی آغاز شد و تا کی ادامه داشت ؟
شعبانخانی : از زمان انقلاب شروع شد و تا هفت سال پیش ادامه داشت .
بعد در فستیوال پاپ تلویزیون و ارشاد دعوت کردند و من آمدم .
مهربد : چرا این سکوت ؟
شعبانخانی : برای اینکه دعوت نکردند . من جزء آهنگسازانی بودم که تو این مملکت زحمت کشیدم و می توانستم بروم آنجا ودر آمریکا وضعم بسیار بسیار بهتر از اینجا باشه .
دلم شکسته بود . چون فکر میکردم من که موندم تو ایران موندم که زحمت بکشم موندم که برای مردم کار کنم نموندم که فقط وقتم کشته بشه . خب مسائل دگری هم بود : ما تو زمان جنگ کسانی را باید به خدمت میگرفتیم که در واقع آهنگساز جنگ و مناسبتی بودند . الان در حال حاضر داریم آهنگسازانی که فقط کارهای مناسبتی کار می کنند . کارهای آنچنانی منتها خط من یک مقدار مغایر و دور از این خط بود .
چون آن برنامه ریزی را برای خودم نکرده بودم که حتی بشینم و کار جنگ بسازم همش فکر میکردم دعوت کنند منتظر بودم که بخواهند .
مهربد : در همین دوران شما به مطالعه و تحقیق موسیقی در بسیاری از کشور ها پرداختید . کدام کشورها بودند و دنبال چه هدفی بودید و سرنخ شما در این مطالعات چه بود ؟
شعبانخانی : کشورهایی مثل انگلستان - فرانسه - آلمان - سوئیس می رفتم و کنسرت های اساتید را میدیدم چه ایرانی و چه فرنگی من در کل موسیقی را بین المللی میشناسم موسیقی که در تمام دنیا رخنه کرده یا اینکه ریشه کرده پایه داره . فقط به موسیقی خودمان نگاه نمی کنم چون اینجوری میبینم . اگر یک گروه خارجی می آمد و من دوستش داشتم میامد توی یک شهر اروپایی کنسرت بده من حتما میرفتم و برنامه را میدیدم .
مهربد : چه نتیجایی از این کار یا هدفتان گرفتید ؟
شعبانخانی : همان زمان که کار های من بیرون نمیامد به مدت هفده سال کار میکردم خوب پرس و جو میکردم خوب تحقیق میکردم خوب مینوشتم یه وقتهایی ملودی هایی که در اصل ریشه بود اینها را برای خودم مرور میکردم . هارمونی های زیبا را کار میکردم که از گوشم دور نشه تمام اینها وجود داشت منتها کار بیرون نمی آمد . آن زمانی که انقلاب شد و بعد جنگ شروع شد و بعد از تمام شدن جنگ من فکر می کنم که نود درصد بچه های ما این راه را رفتند .
مهربد : شما در زندگی شکست خوردید که بخواهید از نو یا از صفر شروع کنید ؟
شعبانخانی : من معنی شکست را نمی دانم و نمی دانم به چه چیز شکست میگویند ولی عقیده ام این ست که اگر آدم اعتقاد داشته باشه به چیزی یک قدرتی که ما اسمش را میذاریم خداوند عالم خدا هرجوری که برای آدم رقم بزنه آن اتفاق می افتد . پس اگر آدم یک وقت بیاید صد در صد احساس ضعف بکند یا احساس بدبختی بکند یا احساس شکست کند آن در اصل دور از خداست و دور از خداشناسی هست ما اعتقاد مان اینه که هرچیزی خداوند رقم بزنه برایمان اتفاق می افتد اگر که قرار است من این کار را بکنم حتما خداوند عالم میذاره جلوی پای آدم و پیش میاید .
مهربد : بازهم از فیلم آدمک - خسرو هریتاش برای اولین ساخته سینمایی خودش دنبال یک آهنگ ساز متفاوت با کاری متفاوت می گشت و بعد از آن همه وسواس و تحقیق در آن زمان آقای تورج شعبانخانی نوزده ساله را انتخاب می کند . آقای شعبانخانی هم واسه همین کار متفاوت به سراغ یک صدا و یک خواننده متفاوت به نام فریدون فروغی رفت . با این وسواس ها - تفاوت ها در چه چیزی باید پیدا میشد یا دیده میشد و بهتر گفته باشم شاید به نوعی حس میشد که نتیجه اش ماندگاری کل آن اثر باشد ؟ معیارهای انتخاب تفاوت ها برای شما در چه چیزی بوده ؟
شعبانخانی : من همانجوری که گفتم موسیقی را حالت بین المللی می بینم برای موسیقی یک خط نمی بینم . موسیقی کلا از یکجا بلند شده و در تمام جهان نقش بسته بنا به آن طبعش موسیقی را نگاه کرده و انجام داده . ما آن زمان که بچه بودیم کارهای روز اروپا و آمریکا را اجرا میکردیم من کارهای انگلیسی میخواندم و کارهای روز آتنور را البته قبل از اینکه ایرانی بخوانم یا حتی آهنگ بسازم . یک مدت آن کار مارا پخته کرد . فریدون هم چون با من و کنار من بود و برنامه ریزی هایش را می دیدم آن هم همینجو کارهای فرنگی میخواند کارهای خیلی قشنگ کارهای ریچارز - ویلتون پیچت و اینجور کارها . خب من هم کسی را میخواستم که موسیقی را بداند و بتواند این کا را انجام بدهد و نگاهش فقط توی تهران و ایران نباشه . من تمام کارهایم همینجوری هست یعنی شعر انگلیسی هم بذارید روی ملودی من آن جواب را میدهد حالا اروپا آمریکا اینور آنور هرجا و هر نوع یعنی عربی هم شما بگذارید روی ملودی های من همین جواب را به شما میدهد .
مهربد : آهنگ بهار بهار که هم خود شما خوانده اید و هم مرحوم ناصر عبداللهی با ترانه زیبایی از آقای محمد علی بهمنی آیا اینگونه که در نظر شما بوده توسط مرحوم عبداللهی اجرا شده ؟
شعبانخانی : نه خدا رحمتش کنه ناصر عبداللهی یک بچه بومی بود یک بچه ایی که از بندر عباس آمده بود . بسیار ساده بود . این کار طوری برایش اتفاق افتاد که حتی من مطمئنم روز اول به اینها گفته بود که من این به صدام نمیخوره نمیتونم درش بیارم ولی آنها به زور یعنی آن شرکتی که من کار را بهش دادم چون کار گل کرده بود می خواستن عبداللهی بخونه تا کارش گل کنه در صورتی که سبک عبداللهی نبود . این را براش اجبار کرده بودند .
مهربد : اصلا چی شد که این اثر ساخته و متولد شد ؟
شعبانخانی : آقای محمد علی بهمنی یک دوستی دیرینه با من داشت در گذشته ایشان کار میکردند و من هم کار میکردم ولی با هم کار نداشتیم که این اتفاق بعد از سالها افتاد بعد از انقلاب و پنج - شش سال پیش . زمانی که اشعار ایشان به دست من رسید ایشان را بعد از سالها ندیده بودم خیلی خوشم آمد دیدم دقیقا شعر همانی هست که من میخواهم . پنج تا ترانه بود که من از ایشان اجرا کردم یکیش هم همین بود توی آلبوم غزل ارائه شد .
مهربد : فکر شما برای انتخاب شعر چه دیدی بود ؟
شعبانخانی : من دنبال شعری می گردم که ترانه باشه صرفا شعر نباشه . شعر ترانه با اشعار دیگر فرق میکنه . اول در آن ریتم داره وزن و قافیه بسیار محکمی داره شرایطی هست که موقغیکه به زبان میاد به صورت آهنگ و زیبا ادا میشه شما اگر یک شعرقوی را بردارید و ملودی بذارید مثل یک ترانه نیست .
ترانه حتما باید ترانه باشه که ملودی بشینه و روش سوار بشه . بعضی ها ممکنه شعر قشنگ بگویند مثل شعر غزل قصیده و چیز های آنچنانی ولی تو ترانه نتونن کاری را انجام بدهند . شعرش باید طوری باشه که توی آن بافت ملودی قرار گرفته باشه و زیبا ادا بشه یعنی مخصوص همان کار باشه . در کل ترانه ساز با شاعر فرق می کند .
مهربد : شما دو آلبوم با صدای خودتان آماده پخش دارید . در جایی نوشته شده بود باعث تحول بزرگی در بازار موسیقی پاپ خواهند شد .
حال اینکه این تحول در این دو آلبوم چگونه تعریف شده و به چشم میخورد ؟ نوع ملودی ها تنظیم و یا علل دیگری واسه این تحول وجود دارد ؟
شعبانخانی : کلا من سعی میکنم کار نو بکنم کار جدید باشه و تنوع داشته باشه . تو این تعداد کاری که الان من دارم این حالت را در بازار فعلیدارد .
اگر بیاد فرقی میکنه با چیزهای دیگری که موجود هست . من یکی از این ترانه ها را برای اینکه بیاد دستم که کجای کارم توی یک آلبوم شرکت پیغام سحر زد که این آلبوم هشت نه تا کار متفاوت با حضور کسانی مثل اصفهانی و عصار و اینها داشت که کار من هم وجود داشت . تمام دوستان من که این آلبوم را شنیدن که صدای تمام خواننده ها بود .آن یک دانه ترانه براشون یک داستان دیگری بود .
شروعش میگه : (( ستاره با چشمکات ماه ماهون با نگات من بی تو بهار بی تو )) آن در آلبوم با تمام کارها متفاوت بود به این دلیل میگویم که این کار ها بیاد یک تفاوت با تمام کارها داره .
مهربد : بیشترین سختی که در زندگی داشتید ؟
شعبانخانی : همان مسئله کار نکردنم بود . همان سکوت مردم می خواستن هرجا می رفتم همه طالب بودند همه از من گله و شکایت میکردند که شما اصلا داری به مردم خیانت می کنی . بعضی از دوستان اصلا خودشان همین شکلی هستن.
خیلی بدجور عنوان می کردند . همان زمان من بزرگترین ناراحتی را می کشیدم بدترین شکست را آن را میدانم که آدم نتواند کار بکند .
مهربد : آهنگسازی بر روی پیام های بازرگانی از نگاه شما ؟
آن هم کار مخصوص خودش را دارد و با کارهای آهنگسازی دیگر فرق میکند . کسی که این کار را می کند باید یک موسیقدان قوی باشد که توی چند ثانیه حرفش را به کرسی بنشاند . موسیقی اینقدر باید زیبا باشه که بتونه کار را انجام بده آن کار تبلیغاتی هست . آن کار یک کار به خصوصی هست که من هیچ وقت انجام ندادم چون اصلا خط من فرق می کنه به پستم خورده ولی انجام ندادم .
البته موسیقی تئاتر فرق میمنه . من موسیقی تئاتر را دست دارم چون به صورت زنده اجرا کردم سالها پیش هم با آقای فخیم زاده این کار را کردیم . این کار کار زیبای ست و در خط من هم هست .
مهربد : ناصر عبداللهی با چه حسی گیتار می نواخت ؟ با چه حسی می خواند ؟
شعبانخانی : عبداللهی به عقیده من بسیار بسیار با حاحساس بود کارش خوب انجام میداد از آن بچه های با حس بود و این را نشان داد و کارهایی هم که کرده کارهایی نیست که اینقدر ضعیف باشه که تو بازار فاصله داشته باشه . با اینکه نو بود و تازه شروع کرده بود . به هر حال حرفش را به کرسی نشاند .
مهربد : مرحوم فریدون فروغی چه فکر یا خط فکری در کل زندگی داشت ؟ نگاهش به زندگی چگونه بود ؟
شعبانخانی : مثل همه نگاهش در زندگی مثل همه بود . یکی از کسانی که خیلی دوست داشت ومریدش بود فرهاد بود .
فرهاد خواننده خدابیامرز با من دوست صمیمی بود و خیلی همدیگر را میدیدیم . هر دفعه فریدون به من میگفت به فرهاد سلام برسون و بگو دوستش دارم . خیلی احترام میگذاشت و خط او راه هم همیشه دنبال می کرد .
یک آدمی بود که سعی می کرد متفاووت باشه سعی می کرد خوب باشه .
---------------------------------------------------------------------------------------
در پایان مصاحبه من از آقای تورج شعبانخانی که با خوش اخلاقی لطف کردند و قبول زحمت برای اینکه با ما و مخاطبان ما همراه شدند و نگاه تازه ایی را نشان دادند بسیار تشکر و قدردانی می کنم و امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق تر از همیشه باشند .
----------------------------------------------------------------
قابل توجه دوستداران آقای شعبانخانی به زودی وبلاگ اختصاصی طرفداران و ارتباط راحت و آسان با ایشان به مدیریت مهربد راه اندازی خواهد شد .
منتظر نظرات شما راجع به این مصاحبه و آقای شعبانخانی هستیم .
زنده یاد ناصر عبداللهی
دل من یه روز به دریا زد و رفت پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
زنده ها خیلی براش کهنه بودن خودش تو مرده ها جا زد و رفت
در زمان حیات دنیوی هنرمندی به نام ناصر عبدالهی مدتی در این فکر بودم با این هنرمند مردمی ارتباط برقرار کنم . به سایت ایشان مراجعه کردم . شماره تلفن هایی بود . آدرس ایمیل هم گذاشته شده بود . دیگر مطمئن شدم راحت می شود با او هم کلام گردید . به دنبال بهان ها و پیش زمینه بودم و بعد از مدتی دیگر به همان آدرس سایت مراجعه کردم اما صفحه ایی با این آدرس و به این نام باز نمی شد . صبر دادم باز هم به نتیجه ایی نرسیدم بهترین بهانه من این بود که با او در رابطه با ترانه هوای حوا هم کلام باشم . در همین فکر بودم که سایت های معتبر خبری اعلام کردند که ناصریا در بیمارستان بندر عباس - دکتر : تنها بیست درصد شانس و امید زنده بودن میتوان در نظر گرفت . ناصریا به بیمارستان تهران منتقل می شود . اوضاع او نا مناسب است . حرف و حدیث فراوان در باره علت بستری شدنش وجود داشت . یکی از تصادف دیگری از کلیه و یکی دیگر هم از ضرب وشتم او توسط افراد ناشناس خبر میداد . یک عده بیکار هم شروع به شایعه پردازی و تهمکت ناروا به مرد با ایمان در موسیقی ایران پرداختند . اما تهمت ها را هیچکس باور نداشت رييس كميسيون بهداشت و درمان كميسيون مجلس، دكتر رضايي كليهي سوابق و آزمايشهاي ناصر عبداللهي را ديد و اعلام كرد كه اصلا بيماري به دليل مسموميت نبوده است و او به دليل ضربه ایی به بستر بيماری افتاد.همین تاییدی بر پاک بودنش بود .
ضریب هوشی و فشار پایین ناصریا دیگر جای هخیچ گونه امیدی را نگذاشته بود تنها خدا می توانست اورا در این دنیا نگاه دارد اما او به دنیای دیگری رفت و از این دنیایی که خود انسان ها به ویرانه تبدیل کردند راحت شد .
به گزارش فارس،در مراسم تشييع پيكرناصر عبداللهي
محمدعلي چاووشی رئيس صنف شركتهاي توليد محصولات شنيداري با بيان اينكه «عبدالهي»شهيد انديشه علوي است، گفت: او نازنين هنرمندي بود كه بدون ترديد مورد هدايت و حمايت اولياء الهي بود. دوربينهاي شبكه اول سيما براي اولين بار در دهه فجر و در بندرعباس او را به به عنوان يك حادثه هنري شكار كردند و ناشر محترمي براي اولين بار آثار او را روانه گوشهاي مردم نمود. ناصر جوان فرزانهاي بود كه فرصت بسياري براي ارائه آنچه در ذهنش بوده نداشت.«عبداللهي»فرا فرقه بود و خوشا به حالش كه نيالوده به عصيان رفت. متاسفانه دهانهاي آلوده و برخي مطبوعات اتهامات ناروايي به اين مرد بزرگ روا داشتند.
در صورتي كه در زمره هنرمندان و موسيقي دانان جوان كمتر كسي به تديين، پاكي و نجابت او بود.
چاووشي تاكيد كرد: «ناصر» شهيد انديشه علوي است و حتما دستگاههاي دست اندركار به نمايندگي از اين سيل سرشك و موج عاطفه به خون خواهي او برخواهند خواست و اگر انديشه وهابيت تاب اين صبوري را نداشته است حتما خون او گريبان قاتلان را خواهد گرفت.
ناصر خود گفته بود که آخرین آلبومش معجزه نام خواهد داشت ( او در بندر عباس مشغول ضبط کاری صوتی و تصویری برای خلیج فارس بود ) . او به بندر عباس مراجعت و در خانه ایی ساکن شده بود .
هوای حوا از ناصر عبداللهی خیلی ها را به تفکر درست وا داشته بود و نادان هایی را ناراحت و نگران نموده بود .
بیشتر جایی برای نوشتن به دلیل اینکه شخصیتش نوعی خاص در میان هنرمندان بود و همه او را به خوبی می شناختند نیاز نمیبینم . او خوب معرف همه دوستان ودوستدارانش بود هست و خواهد بود .
همین برای او در این دنیا بس که اول به فکر توشه آخرت بوده و دوم اینکه مراسم تشعییع جنازه او بسیار با شکوه و با جمعیت فراوان جمعیت برگزار گردید .
ناصر خود را برای آخرت آماده می کرد .
حال به بیوگرافی از او می پردازیم :
ناصر عبداللهی معروف به ناصریا در ساعت ده و پانزده دقیقه روز دهم ماه دی ماه سال یک هزار سیصد و چهل ونه هجری خورشیدی در مسجد بلال شهر بندر عباس برای آغاز زندگی سراسر پویا همراه با تفکر و تعقل قدم به این دنیا گذاشت .
از خاک آمد تا بداند به سوی خدا باید رفت .
او فرزند سوم خانواده ایی مذهبی و متعصب با چهار برادر و یک خواهر بود .
از دوران نوجوانی و از سن سیزده سالگی با تشویق برادر بزرگترش خواندن را آغاز کرد .
او هنوز به سن بیست سالگی نرسیده بود که با دختری از اهالی خونگرم بندر عباس ازدواج نمود و ثمره آن چهار فزرند به نام های نوید - نازنین - نامی و نینا که نینا تنها دوسال بیشتر با پدرش را ندید بود .
ناصر علاوه بر صدای زیبا و رسای و دلنشین بمی که داشت هنر زیبای نوازندگی را با جان و دل دنبال میکرد .
او با دلش گیتار می نواخت . فعالیت های بسیار زیاد در امور فرهنگی استان هرمزگان برایش بهترین کار ممکن بود . تا اینکه روزی در شهر بندر عباس برنامه صبح بخیر ایران از او برای نواختن کیبورد و اجرای چند قطعه در پشت صحنه دعوت نمود و هنر نمایی او باعث شد تا اقبال واحدی مجری صبح بخیر ایران از او برای اجرا در برنامه های تهران دعوت کرد .
اجرای قطعه ایی زیبا برای حضرت فاطمه ( س ) که بسیار متفاوت و شنیدنی همگان را جذب می نماید . یک قطعه زیبای دیگر برای حضرت ابوالفضل عباس (ع) بیشتر نگاه ها را به سمت او معطوف نمود . موسیقی پاپ در ایران در مرحله نوپایی قرار گرفته بود . اجرای ترانه بهار بهار یادگاری از او در همین دوران می باشد . دیگر او به صورت جدی و حرفه ایی فعالیت های خود را می توانست آغاز نماید . در اول کار آلبوم عشق است با ترانه های محمد علی بهمنی و دکلمه های پرویز پرستویی و هم صدایی امیر کریمی در بعضی از قطعه ها برایش مثبت ارزش یابی می شد .
ناصر عبداللهی در پاییز سال هفتاد و نه با همراهی بهنام ابطحی در تنظیم آثارش و باز هم دکلمه خوانی پرویز پرستویی آلبومی پرفروش در آن سال و ماندگار ارائه می نماید ترانه های خدانگهدار که با گیتار خودش هم صدا بود و ناصریا او را در مرتبه ایی خاص و دوست داشتنی قرار داد . دیگر همه او را ناصریا می شناختد . او به محض رسیدن به شهرت محبوبیت را ارجح دانست و مردمی ماند و خواند . حتی در برنامه هایی که بسیار ساده به نظر می رسیدند وقتی متوجه میشد به واقع مردم مخاطب قرار دارند با جان و ددل شرکت میکرد . امتحان او در این مرحله بسیار مهم بود که با سربلندی پیروز شد چرا که متاسفانه بعضی از هنرمندان به این اوج شهرت و محبوبیت می رسد اعتقدات دینی و فرهنگی گذشته خود را که هر چند صحیح هم باشد زیر پا گذاشته و در غرور غرق می گردند . ناصریا از اعتقاداتش دست نکشید و محمکتر و راسختر از گذشته به آنان پایبند شد .
در سال یک هزار سیصد و هشتاد و یک آلبومی به نام بوی شرجی با تمی جنوبی و بندری در عین حال جوان پسندانه به مردم کشورش تقدیم کرد .
استقبال از این کار نسبت به کار قبلی کم بود . ناصریا در واپسین ماه های سال شتاد و دو البوم هوای حوا را منشتر کرد که حال و هوای دوستت دارم را زنده نمود .
ترانه های محمد علی بهمنی به همراهخ ملودی هایی از خودش و فرزداد فرومند و تنظیم بهنام ابطحی کاری کرده بود کارستان تم جوان پسند ترانه پر مایه و با مفهوم تنظیم و ملودی آن چه که نو و ارزشمند بود .
ترانه هوای حوا هم مثل ناصریا و خدانگدار در دل همه جا باز کرده بود .
کار بر روی آخرین البوم هنریش که قبل از مرگ این را اعلام نموده بود یعنی معجزه با همکاری موزیسین های جوان و خوش فکر ایرانی مثل بهنام صفاریان نیمه تمام ماند .
ناصریا مدتی قبل از مرگش به محله تولد خویش در بندر عباس رفته بود و در منزلی ساکن شده بود .
رفتار و اخلاق او در این اواخر بسیار متفاوت شده بود .
بیشتر در خود بود و بسیار به مطالعه و تحقیق در زمینه عرفاتن و هرچه در این وادی هست می پرئاخت .
بیت شعر و کلامی که در یکی از مصاحبه هایش در مطبوعات برای حرف آخر آ« مصاحبه گفته بود را در پایان می نویسیم :
(( دانه و دام در این راه فراوان اما
مرغ دلیر زهر دام رها می داند
تقدیم به کسانی که ظرفیت وجودی خویش را با توسل ب حضرت حق افزایش داده اند و با تبعیت از عنایات ویژه آن مقام خود را آلوده ساخته های ذهنی و لحظه های دنیا نمی کنند . ))
مصاحبه اختصاصی مهربد با بهمنی و هوای حوا عماد رام یا ناصریا !!!
ترانه هوای حوا از محمد علی بهمنی ترانه سرای باسواد و باسابقه ایران با آهنگسازی و تنظیم فرزاد فرومند و با صدای خاموش شده و ماندگار ناصر عبداللهی
من به دنبال ناصر عبداللهی میگشتم تا این ترانه را برای ما باز کند و سخن بگوید که دیر شد و او رفت .
ترانه هوای حوا و محمد علی بهمنی
چندی پیش با سختی فراوان آقای محمد علی بهمنی ترانه سرای آثاری چون هوای حوا و او سر سپرده میخواست راپیدا کردم و سختر از آن توانستم وقتی را برای گفتگو داشتم باشم .
من سوالات زیادی را که پرسیده شده بود را تنها در سی سوال خلاصه کردم که با همان سوال اول همه جواب خود و دیگران را گرفتم و دیگر نیازی به پرسش بیشتر ندیدم .
سوالات متعددی درباره هوای حوا در اختیار وبلاگ قرار دادند تا با ترانه سرای این کار مطرح نمایم ازجمله تفکرات متعدد مثل :
ربط دادن به بودیسم - ملاک قرار دادن مبانی اسلام و خنثی کردن مبانی فکر شرقی - قدم گذاشتن انسان به این دنیا - نگاه به عالم بعد از مرگ و پرسش های دیگر ...
بهمنی در مجموع چنین گفت :
این کار در قبل توسط عماد رام سال 1355 اجرا شده و این کاری نیست که به تازگی توسط عبداللهی اجرا شده باشد و من اجرای آن زمان عماد رام را بیشتر قبول دارم اصلا نوع ملودی و تنظیم یا همان آهنگ چیز دیگری بود و فرق داشت اگر کسی آن کار را گوش داده باشد پاسخ همه این سوال ها و معنی را در همان اجرا گرفته و متوجه شده است .
بهمنی در پاسخ به این سوال که پس چطور عبداللهی دوباره آن را بازخوانی کرده است ؟
گفت : بعد از خواندن به من گفت . که گفتم به من می گفتی که من بگویم قبلا اجرا شده است .
پس ما هم پاسخ سوالات را به خود شما می سپاریم .
دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد ورفت
پاشنه كفش فرارو ور كشيد
آستين همت رو بالا زد و رفت
دل من يه روز به دريا زد ورفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
پاشنه كفش فرارو ور كشيد
آستين همت رو بالا زد و رفت
يه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شيشه فردا زد ورفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوٌا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره كرد
نامه فرداها رو تا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
به سرش هوای حوا زد و رفت
دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
زنده ها خيلی براش كهنه بودن
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت
هوای تازه دلش میخواست ولی
آخرش توی غبارا زد و رفت
دنبال كليد خوشبختی می گشت
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت
يه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شيشه فردا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره كر
دنامه فرداها رو تا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
به سرش هوای حوا زد و رفت
یادش گرامی و روحش شاد
راهنمای وبلاگ
برای خواندن هر مطلب لطفا بر روی لینک آن کلیک نمایید...
برای بازگشت به صفحه اصلی ( همین صفحه ) سمت راست بالای وبلاگ بر روی صفحه نخست کلیک نمایید ....
با تشکر مهربد
سپاس
با سپاس فراوان از استقبال و نظرات سازنده شما بازدیدکنندگان و مخاطبان محترم وبلاگ تخصصی موسیقی و نامداران (NAHA) توجه شما را به نکات زیر جلب می نمایم :
1. تمامی اطلاعات و مطالب این وبلاگ از منابع مختلف تحقیق و جمع آوری میگردد و تنها از یک منبع خاص نمی باشد . بنا براین امکان کپی برداری صرف و یا هرگونه کپی برداری از منابع نیست و تنها شاید تشابه موقعیت های زمانی و مکانی شخصیت های مورد بررسی اینگونه وانمود سازد . در عین حال اگر مجبور به استفاده از مطلبی به عین شویم اقدام به درج منبع خواهیم نمود .
2. تمامی مصاحبه ها توسط مدیر همین وبلاگ انجام گردیده است.با توجه به این نکته که هنرمندان عزیز و گرامی که با گرمی پیشنهاد مصاحبه ما را پذیرا می گردند پس از بررسی و از میان دیگر هنرمندان عزیز ایران و طبق خواسته مخاطبان انتخاب می گردند .
3.تمامی گرافیک های انجام شده بر روی عکس های مطالب توسط نویسنده همین وبلاگ ( مهربد ) انجام گردیده است .
4. موضوع رقص برای شناساندن علمی و صحیح در کنار عامیانه بودن آن در رابطه با هنر موسیقی و حتی در صورت نیاز استفاده از کاربرد درمانی آن می باشد و تبلیغ و ترویج ابتذال و بی فرهنگی برای این هنر در مطالب وبلاگ جایی ندارد .
5.انتخاب ترانه ها و نوع نگاه به آن ها تنها از جانب نویسنده همین وبلاگ برای مخاطبان و بازدیدکنندگان می باشد .
6. با اثبات اینکه مطالب و نوع آن ها در کنار میزان استقبال مخاطبان و بازدیدکنندگان برای مدیر وبلاگ حائز اهمیت هستند نشانگر آمار بازدید کنندگان واقعی و به دور از هرگونه بزرگ نمایی می باشد .
7. این وبلاگ به دلیل اهمیت گذاشتن بر اصل تحقیق و مطالعه درباره مطالب هر دو ماه یک بار به روز رسانی میگردد .
8. برداشت و استنباط از مطالب و مخاطب توسط خود مخاطب مسئولیتی را بر عهده وبلاگ تخصصی موسیقی و نامداران و مدیر و نویسندگان وبلاگ موسیقی و نامداران نمی گذارد و هیچ گونه مسئولیت و استنباط از مطالب را دست اندرکاران موسیقی و نامداران بر عده ندارند و نخواهند داشت .
9. در وبلاگ موسیقی و نامداران هیچ گونه مسائل سیاسی و خلاف اخلاق جایگاه و ارزشی نخواهند داشت و مسئولیت چنین استنباط و برداشت ذهنی تنها متوجه مخاطب و مطالعه کننده خواهد شد .
10. مصاحبه شونده ها تنها خود مصاحبه شونده ها مسئول صحبت های ذکر شده و گفته شده خودشان می باشند .
مدیر وبلاگ مهربد

























